ایرانیان مشهور مقیم آمریکا

30 09 2006

فرزاد ناظم (شرکت یاهو)
امید کردستانی (گوگل)
پیر امیدیار (ای‌بِی e-bay)
پروفسور لطفی‌زاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آی‌بی‌ام)
انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تل‌کام و حامی مالی جایزه انصاری)
فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخ‌نورد ناسا)
محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژه‌های ناسا)
آزیتا ولی‌نیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
کریستین امان‌پور (رئیس بخش خبری سی‌ان‌ان در آمریکا)
شهره آغداشلو (بازیگر)
فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)
کتیا فلک‌شاهی (مدیر شرکت NEA)
بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
آسیه نامدار (گوینده اخبار در سی‌ان‌ان)
رودی بختیار (از مجریان خبری در سی‌ان‌ان) [1]
پروفسور عبدالحسن آستانه اصل (استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمريكا و محقق چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه ۱۱ سپتامبر)

امید کردستانی
امید کردستانی، نایب‌رئیس ارشد بخش فروش و عملکرد جهانی در شرکت اینترنتی گوگل است.

پیشینه
او مدرک کارشناسی مهندسی برق خود را از دانشگاه ایالتی سن‌خوزه گرفته است. همچنین وی دارای مدرک کارشناسی‌ارشد در رشتهٔ «مدیریت بازرگانی» (MBA) از دانشگاه استنفورد است.

زندگی حرفه‌ای

او دارای سابقه‌ای بیش از ۱۲ سال در زمینه فناوری‌ سطح بالا در شرکت‌های پیشروی اینترنتی مانند نت‌اسکیپ است. او همچنین نائب‌رئیس بخش توسعهٔ کسب و کار و فروش در این شرکت بود و توانست بازده مالی وب‌گاه نت‌اسکیپ را در عرض ۱۸ ماه از ۸۸ میلیون دلار در سال به بیش از ۲۰۰ میلیون دلار در سال برساند.

او کارش را در نت‌اسکیپ در بخش فروش OEM آغاز کرد و در طی دورهٔ چهار ساله که در آن شرکت حضور داشت مسئولیت برقراری ارتباطات تجاری با شرکت‌هایی چون ای‌بِی، سیتی‌بانک، آمریکن‌آن‌لاین، آمازون، تراولاسیتی، اینتل و اکسایت را برعهده داشت.

کردستانی پیش از آغاز کار در نت‌اسکیپ در بخش‌هایی چون بازاریابی، مدیریت محصول و توسعهٔ کسب و کار در شرکت‌هایی چون 3DO، Go و هیولت-پکارد فعالیت می‌کرده است.

پیر امیدیار
پیر امیدیار در ۲۱ ژوئن ۱۹۶۷ از پدری ایرانی و مادری فرانسوی در پاریس بدنیا آمد. ۶ ساله بود که با خانواده اش به مریلند آمریکا رفت و در ۱۴ سالگی با نوشتن دومین برنامه رایانه‌ای برای کتابخانه مدرسه پا به دنیای بیتها گذاشت. پیر امیدیار رئیس و موسس سایت ای‌بی (e-bay) اولین و معروفترین وب‌گاه مخصوص حراج و خرید و فروش اینترنتی که تا آخر سال ۱۹۹۸ ۱/۲ میلیون عضو ۷۵۰ میلیون دلار حجم معاملات و حدود ۸ میلیون دلار سود به هم زده بود. حالا بعد از گذشت ۸ سال شرکت بزرگی شده است با بیش از ۶۰۰۰ کارمند ۴۶ میلیون مشتری ثبت شده و ۴۴۱ میلیون دلار سود خالص در سال ۲۰۰۵. اکنون(تا سال ۲۰۰۳) او دومین ثروتمند زیر چهل سال و بیست و نهمین ثروتمند دنیا با ثروتی بالغ بر ۷ میلیارد دلار است.

لطفی علی‌عسکرزاده
لطفی علی‌عسکرزاده (لطفی ‌عسکرزاده، لطفی زاده، لطفی ع. زاده) استاد دانشگاه برکلی در کالیفورنیا و واضع نظریهٔ منطق فازی (Fuzzy Logic)است. در بخش یادکرد منابع اکثر متون فنی مربوط به منطق فازی نام او بصورت «Zadeh» ذکر می‌شود.

وی در سال ۱۹۲۱ میلادی متولد شد.پدرش يک ژورناليست ايرانی بود که در آن زمان به دلايل شغلی در باکو بسر می‌برد.وی ده ساله بود که در اثر قحطی و گرسنگی سراسری پديد آمده در سال ۱۹۳۱، به اتفاق خانواده به وطن پدری اش ايران بازگشت.وی تحصیلات ابتدائی و متوسطه را در تهران (دبیرستان البرز) و تحصیلات عالی را در دانشگاه تهران انجام داد.

لطفی زاده در امتحانات کنکور سراسری، مقام دوم را کسب نمود. در سال ۱۹۴۲ رشته الکترونيک دانشگاه تهران را با موفقيت به پايان رساند و در طی جنگ دوم جهانی برای ادامه تحصيلات به آمريکا رفت.

به دانشگاه فنی ماساچوست (ام.آی.تی) رفت و در سال ۱۹۴۶ بود که درجه کارشناسی ارشد را در مهندسی برق دریافت کرد. در ام.آی.تی و دانشگاه کلمبیا به تحصیل ادامه داد.در همين دانشگاه با تدريس در زمينه “تئوری سيستم ها” کارش را آغاز کرد. سپس به تدریس در چند دانشگاه معتبر امریکا پرداخت.در سال ۱۹۵۹ به برکلی رفت تا به تدريس الکتروتکنيک بپردازد.از سال ۱۹۶۳ ابتدا در رشته الکتروتکنيک و پس از آن در رشته علوم کامپيوتر کرسی استادی گرفت.

پروفسور لطفی زاده به طور رسمی از سال ۱۹۹۱ بازنشسته شده است، وی مقيم سانفرانسيسکو است و در آنجا به پروفسور “زاده” مشهور است.پروفسور لطفی زاده به هنگام فراغت به سرگرمی محبوبش عکاسی می پردازد. او عاشق عکاسی است و تاکنون شخصيت‌های معروفی همچون روسای جمهور آمريکا، ترومن و نيکسون، رو به دوربين وی لبخند زده اند. سرگرمی ديگر پروفسور لطفی زاده HI FI است. او در اتاق نشيمن خود بيست و هشت بلندگوی حساس تعبيه نموده تا به موسيقی کلاسيک با کيفيت بالا گوش کند. پروفسور لطفی زاده دارای بيست و سه دکترای افتخاری از دانشگاه‌های معتبر دنياست، بيش از دويست مقاله علمی را به تنهايی در
کارنامه علمی خود دارد و در هيئت تحريريه پنجاه مجله علمی
دنيا مقام “مشاور” را داراست.

آندره آغاسی (زاده ۲۹ آوریل ۱۹۷۰) در لاس وگاس، آمریکا. از پرافتخارترین و مشهورترین قهرمانان تنیس دنیا است. او یکی از پنج بازیکنی است که به همهٔ افتخارات موجود در جهان تنیس دست یافته‌است. وی فرزند امانوئل آغاسیان بوکسور سابق تیم ملی ایران در مسابقات المپیک ۱۹۴۸ لندن است.

انوشه انصاری
انوشه انصاری (۱۹۶۶) کاوشگر و رئیس انجمن گردانندگان شرکت فناوری ارتباط از راه دور (TTI) می‌باشد. وی که در ایران در شهر مشهد به دنیا آمده‌است در سال ۱۹۸۴ به همراه خانواده‌اش به آمریکا مهاجرت کرد.

انوشه مدرک لیسانس خود را در رشته مهندسی الکترونیک و علوم کامپیوتر (EECS) از دانشگاه جورج میسون و مدرک فوق لیسانس خود را در زمینه مهندسی الکترونیک از جورج واشنگتن اخذ کرده‌است. او در حال حاضر مشغول طی کردن دوره‌ای در دانشگاه سوئین‌بورن می‌باشد تا بتواند دومین مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته ستاره‌شناسی دریافت کند.

او در سال ۲۰۰۰ از سوی مجلهٔ «زن شاغل» بعنوان کارآفرین برتر شناخته شده‌است. او از بنیان‌گذاران یک شرکت مخابراتی در آمریکا به نام TTI بوده که در حال حاضر تحت مالکیت سنوز نتورک قرار دارد. خانم انصاری به همراه برادر همسرش در سال ۲۰۰۳ جایزه ۱۰ میلیون دلاری «انصاری اکس-پرایز» (Ansari X-prize) را بنیان نهاد. هدف از این جایزه تشویق بخش خصوصی برای انجام سفرهای تفریحی به فضا بود.

در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵ (۸ مه ۲۰۰۶)، سازمان فضایی روسیه به طور رسمی اعلام کرد که انوشه انصاری بعنوان اولین زن گردشگر فضایی در یکی از پروازهای فضاپیمای سایوز که برای بهار ۱۳۸۶ برنامه‌ریزی شده بود، به مدار زمین سفر خواهد کرد. اما پس از رد صلاحیت دایسوکه انوموتو، داوطلب ژاپنی، به دلایل پزشکی و جا ماندن او از مأموریت سویوز تی‌ام‌ای-۹، قرار شد انوشه انصاری در ۲۳ شهریور ۱۳۸۵ با این گروه همراه شود.

وی اولین فضانورد ایرانی، اولین بانوی گردشگر فضایی و چهارمین توریست فضایی دنیا است. فضاپیمای حامل انوشه (Soyuz TMA-۹) در حال حاضر به ایسگاه فضایی ملحق شده است.

فیروز نادری
دکتر فیروز نادری (زادهٔ ۱۳۲۵ شمسی در شیراز). وی از متخصصین ایرانی فعال در پروژه‌های سازمان فضایی آمریکا – ناسا – است.

زندگی و تحصیلات
وی پس از گرفتن دیپلم از دبیرستان اندیشهٔ تهران در سال ۱۹۶۴ راهی آمریکا شد و در سال ۱۹۷۶ دکترای الکترونیک خود را گرفت. سپس به وطن بازگشت و در مرکز سنجش از دور ایران مشغول به فعالیت شد. اما بعد از سه سال به دلیل نبود امکانات کافی و شرایط سیاسی در سال ۱۹۷۹ به آمریکا می‌رود. او با بازگشت به آمریکا فعالیت خود را در ناسا آغاز می‌‌کند که تا کنون (که وی معاون آزمایشگاه پیشرانش جت است) ادامه داشته است. پرفسور فیروز نادری در ۲۶ اسفند سال ۱۳۲۴ در شیراز به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در ایران به اتمام رساند و پس از آن به آمریكا مهاجرت كرد و تحصیلات دانشگاهی خود را در رشته مهندسی برق پی گرفت. وی دوره كارشناسی خود را در دانشگاه ایالتی آیووا و كارشناسی ارشد و دكترای خود را در دانشگاه كالیفرنیای جنوبی به اتمام رساند. نادری از سال ۱۹۹۶ مدیر برنامه منشاء حیات ناسا بود. وی در سال ۱۹۷۶ به JPL پیوست و به عنوان مدیر آزمایشات پروازی علوم فضا و مدیر طرح تفرق سنج (Scatterometer) ناسا به كار پرداخت. علاوه بر اینها وی در مركز مدیریت ناسا، سرپرستی برنامه فناوری ارتباطات پیشرفته ماهواره‌ای را بر عهده داشت و در JPL نیز مدیر برنامه ماهواره‌های متحرك بود. وی از سال ۲۰۰۰ نیز مدیریت برنامه تازه تأسیس برنامه مریخ را بر عهده گرفت. وظیفه مركز برنامه مریخ آن است كه تمام تحقیقات مربوط به مریخ را هدایت و برنامه ریزی كند. وی، در فروردین ماه ۱۳۷۹ به سمت مدیر پروژه‌های اکتشاف مریخ منصوب شد و هم اكنون مدیر ارشد برنامه‌ریزی راهبردی JPL آژانس فضایی آمریكا (ناسا) است.

کاوشگرهای مریخ
معروفیت نادری بیشتر به خاطر دو کاوشگر مریخ یعنی روح و فرصت بوده است که با مدیریت او اطلاعات زیادی از جمله امید بیشتر به وجود حیات در مریخ را به بشر داد. اما می‌‌توان گفت بزرگ‌ترین افتخارات نادری دریافت بالاترین نشان سازمان فضایی ناسا در بهمن ماه گذشته و انتخاب وی به عنوان موثرترین فرد ایالات متحده در سال قبل اشاره کرد.

کریستین امان‌پور
کريستين امانپور (متولد ۱۲ ژانویه ۱۹۵۸ در لندن) گزارشگر ارشد بخش اخبار بین‌المللی شبکه خبری سی‌ان‌ان و یکی از خبرنگاران نامدار ایالات متحده امریکا است.

او از خبرنگاران متبحر جنگی جهان به شمار میرود. گزارش‌های امان‌پور از بالکان باعث شد که در سال ۱۹۹۴ جایزه امی دو جایزه جورج فاستر پیبادی، دو جایزه جورج پولک و جایزه شجاعت در گزارشگری دریافت کند. در دسامبر ۱۹۹۲، به هنگام آغاز عملیات نیروهای آمریکا در سومالی، امان‌پور برای مدت کوتاهی به سومالی رفت تا از موگادیشو به‌طور زنده گزارش کند.

او همچنین مصاحبه‌های بسیاری انجام داده است که از آن جمله می‌توان به مصاحبه با ژاک شیراک ۲۰۰۳ (قبل از جنگ عراق)، محمود عباس ۲۰۰۳، ملک عبدالله ۱۹۹۹، پرویز مشرف ۲۰۰۱، یاسر عرفات ۲۰۰۰ و محمد خاتمی ۱۹۹۷ اشاره کرد.

معروف است که او بیشترین دستمزد را در بین خبرنگاران جهان دریافت می‌کند. او به سه زبان فارسی، انگلیسی و فرانسوی مسلط است.

وی در سال ۱۹۹۸ با جیمز روبین که در آن زمان سخن
وی دولت آمریکا بود، ازدواج کرد. در سال ۲
۰۰۰ فرزند آنها «داریوش جان روبین» (Darius John Rubin) بدنیا آمد.

چهره امانپور در ایران
مصاحبه با خاتمی در سال ۱۳۷۶ باعث شهرت امانپور در ایران شد. در سال ۱۳۸۴، او مصاحبه‌ای نیز با احمدی‌نژاد، پس از پیروزی وی در انتخابات، داشت. پرسش‌های امانپور و لحن او در این مصاحبه مورد پسند طرفداران احمدی‌نژاد قرار نگرفت و موجب خشم برخی از آنان شد. در ادامه، پیشینه خانوادگی امانپور مورد توجه برخی از خبرگزاری‌های همسو با جناح راست (مانند خبرگزاری فارس) قرار گرفت. این خبرگزاری، به نقل از عبدالله شهبازی (تاریخ‌نویس)، به ادعای تعلق کريستين امانپور به خانواده بهائيان سرشناس استان فارس پرداخت [1].

شهره آ‎غداشلو بازیگر قدیمی سینمای ایران که سالهاست مقیم آمریکاست و همچنان فعالیت های هنری اش را با شور و اشتیاق فراوانی ادامه می‌‌دهد،در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اولین ساخته وادیم پرلمن در کنار بزرگانی چون بن کینگزلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «گاندی» در سال ۱۹۸۲) و جنیفر کانلی (برنده اسکار برای بازی در فیلم «یک ذهن زیبا» در سال ۲۰۰۱) نقش آفرینی کرده است.

شهره آغداشلو که کاندید جایزه اسکار بهترین بایگر نقش مکمل زن برای فیلم «خانه‌ای از شن و مه» شده، چهار جایزه منتخب انجمن منتقدین لوس آنجلس، نیویورک، سین سیناتی و آن‌لایم را از آن خود کرده است. آغداشلو که پیش از انقلاب در سه فیلم مطرح آن زمان بازی کرد و با سه کارگردان بزرگ سینمای ایران: عباس کیارستمی،علی حاتمی و محمدرضا اصلانی همکاری داشت،بازی های ماندگاری از خود به جای گذاشت. او پس از انقلاب به امریکا رفت و به اتفاق همسرش (هوشنگ توزیع) در نمایش های متعددی بازی کرد.

آغداشلو در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» در نقش «نادی» زنی ایرانی و افسرده را بازی می‌کند که به اتفاق همسرش – بن کینگزلی، سرهنگ مهاجر ایرانی – در شمال کالیفرنیا زندگی می‌کنند.به امریکا می‌‌آیند و بر سر تصاحب خانه‌ای با صاحب قبلی خانه (جنیفر کانلی) درگیر می‌شوند.آغداشلو از چگونگی حضور در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» اینچنین می‌‌گوید: «کتاب «خانه‌ای از شن و مه» – نوشته آندره دوبوس – را می‌‌خواندم که به همسرم گفتم: غیرعادلانه است که اگر روزی از این کتاب فیلمی تهیه شود و به من این نقش نادی را ندهند. پس از بازی در نقش یک زن تروریست ایرانی در سریال تلویزیونی ۲۴ از سوی هموطنانش مورد سرزنش قرار گرفت. همچنین اظهارات وی درباره گوگوش خواننده و هنرپیشه نامدار ایرانی که کمی بوی حسادت میداد منجر به اعتراضات شدید هموطنانش در اینترنت گردید.

شهره آغداشلو در سال ۱۳۵۷ عنوان محبوب‌ترین بازیگر زن سینما را به خود اختصاص داد.

مشخصات و روند شغلی
نام: شهره آغداشلو
نام اصلی: شهره وزیری تبار
تاریخ تولد: ۱۳۲۱ – تهران
تحصیلات: دانش‌آموخته روابط بین الملل – لندن
همسر پیشین: آیدین آغداشلو (نقاش و گرافیست)
همسر کنونی: هوشنگ توزیع (نویسنده، کارگردان و بازیگر)
آغاز فعالیت سینمایی: شطرنج باد (محمدرضا اصلانی، ۱۳۵۵)
آغاز فعالیت تئاتر: از سال ۱۳۵۶
عمده فیلمها: گزارش (۱۳۵۶)، سوته دلان (۱۳۵۶)، میهمانان هتل آستوریا، مریم (۲۰۰۱)، خانه‌ای از شن و مه (۲۰۰۳)
عمده نمایشها در ایران: قوی تر، چرخ فلک، گلدونه خانم، بانویی می‌‌میرد، موضوع جدی نیست، شبی خون و …
عمده نمایشها در امریکا: هفت رنگ، کافه اکبر آقا نوستالژی، بوی خوش عشق، سهم ما از خانه پدری، امیر ارسلان ۲۰۰۰ و …
تهیه برنامه «زیر آسمان کبود» در تلویزیون ایران.
تهیه برنامه رادیویی «صدا و نوای ایران» (پخش از کانال بین المللی سراسری امریکا)
وی نخستین بانوی ایرانی و آسیایی است که تا کنون کاندیدای جایزه اسکار شده است





بازگشت انوشه انصاري به زمين

30 09 2006

کپسول فضايی سويوز روسيه که يکی از مسافران آن انوشه انصاری، فضاگرد ايرانی-آمريکايی است صبح جمعه در قزاقستان به زمين نشسته است. خانم انصاری درحالی که هنوز به زمين بازنگشته بود آرزو کرد مجددا به زودی سفر ديگری به فضا داشته باشد.

به گزارش بي بي سي يک مامور اتاق فرمان پس از فرود کپسول در شمال قزاقستان درحالی که سطح بيرونی آن در اثر اصطکاک با جو سوخته و سياه شده بود، گفت: “فرود کامل شده است.”

اين کپسول که از ايستگاه بين المللی فضايی به زمين بازمی گردد همچنين حامل پاول وينوگرادوف، فضانورد روس و جف ويليامز، فضانورد آمريکايی بود که جای خود را به دو فضانورد ديگر داده اند.

کپسول برای انجام فرودی نرم در دشتی در حدود 80 کيلومتری شمال شهر آرکاليک چترهايش را گشود و موتورش را آتش کرد.

بنابه گزارش ها خانم انصاری پس ترک کپسول سرحال به نظر می رسيد و لبخند به لب داشت.خانم انصاری بامداد روز 18 سپتامبر همراه ميخاييل تيورين، فضانورد روس و مايکل لوپز-الگريا، فضانورد آمريکايی، از پايگاه فضايی بايکونور در قزاقستان به فضا رفته بود.

تصاوير بازگشت خانم انصاري كه توسط خبرگزاري رويترز مخابره شده ست:

http://www.noandish.com/images/akhbar/big/capt.xmj11509290522an11.JPG

http://www.noandish.com/images/akhbar/big/r191159936an22222..22.JPG

http://www.noandish.com/images/akhbar/big/capt.xmj11809290533ans555.JPG

http://www.noandish.com/images/akhbar/big/capt.xmj109092905041n222.JPG

http://www.noandish.com/images/akhba…515ans4444.JPG





زندگی نامه ی بیل گیتس

30 09 2006

ویلیام هنری گیتس سوم مشهور به بیل گیتس، در ۲۸ اکتبر ۱۹۵۵ در سیاتل،مرکز ایالت واشنگتن آمریکا به دنیا آمد.گیتس در خانواده‌ای به دنیا آمد که از تاریخی غنی از تجارت و سیاست و خدمات اجتماعی سرشار بود.پدر پدربزرگش شهردار و نماینده مجلس ایالتی بود،پدربزرگش معاون رئیس کل یک بانک ملی و پدرش ویلیام هنری گیتس دوم وکیل دادگستری و یکی از سرشناسان شهر سیاتل است و مادر او آموزگار مدرسه و یکی از اعضا هیئت مدیره یونایتد وی اینترنشنال (United Way International) بود که در امور خیره نیز فعالیت داشت.بیل گیتس در این خانواده و در کنار دو خواهر خود رشد کرد.گیتس در کودکی بیشتر وقت خود را در کنار مادربزرگ خود گذراند و از او تأثیر بسیار گرفت.از اول زندگی‌اش،جاه طلبی و بلندپروازی و حس رقابت از او می‌بارید؛همان عواملی که نیاکانش را به بالاترین مدارج حرفه‌ای شان رسانده بود.

در دبستان به سرعت از همسن و سالانش در تمام دروس به ویژه ریاضیات و علوم جلو افتاد.والدینش که این وضعیت را دیدند،او را در یک مدرسه معروف به نام لیک‌ساید ثبت نام کردند.در همین جا بود که هسته اولیه مایکروسافت شکل گرفت.قضیه از آن جا شروع شد که در بهار Û±Û¹Û¶Û¸ مدرسه تصمیم گرفت که دانش آموزان را با پدیده‌ای جدید که تازه داشت در دنیا شکل می‌گرفت،یعنی رایانه،آشنا کند.رایانه‌ها هنوز بزرگ تر و گران تر از آن بودند که مدرسه بتواند یکی از آن‌ها را بخرد.برای همین مدرسه یک صندوق گذاشت و گفت که برای اجاره یک سال رایانه DECPDP-Û±Û° ساخت جنرال‌الکتریک،کمک کنید.پول زیادی بیشتر از هزینه اجاره یک سال جمع شد.اما مدرسه،جذابیت این غول الکترونیکی را برای بچه‌ها دست کم گرفته بود. این بچه‌ها،بیل گیتس،پل آلن که دو سال از گیتس بزرگ‌تر بود و چند تای دیگر از رفقا بودند که همه الان برنامه نویسان ارشد مایکروسافت هستند. آن‌ها روز و شبشان را توی اتاق رایانه مدرسه می‌گذراندند.خیلی نگذشت که معلمان از دست آن‌ها شاکی شدند.آن‌ها نه درس می‌خواندند و نه مشق می‌نوشتند.بدتر از همه این که تمام زمان اجاره رایانه را تنها در عرض چند هفته تمام کردند. در پاییز Û±Û¹Û¶Û¸ شرکت مرکز رایانه (Computer Center) دفتری در سیاتل باز کرد.بچه یکی از کارمندان ارشد این شرکت در مدرسه لیک ساید درس می‌خواند.برای همین،این شرکت،رایانه‌ای را با زمان محدود در اختیار این مدرسه قرار داد.گیتس و بقیه بچه‌ها به سرعت سراغ این رایانه رفتند.هکرهای جوان چند بار دزدکی وارد سیستم شدند و نرم افزارهای امنیتی آن را خراب کردند.بدتر از همه این که فایل‌هایی را که زمان استفاده آن‌ها از رایانه در آن ثبت شده بود،دستکاری می‌کردند.اما گند قضیه درآمد و شرکت هم آن‌ها را از استفاده از رایانه محروم کرد.اما مخ صاحبان این شرکت کار می‌کرد.آن‌ها گیتس و آلن را استخدام کردند.اواخر Û±Û¹Û¶Û¸ بود که بیل گیتس،پل آلن و دو نفر دیگر،گروه برنامه نویسان لیک سایØ
را تشکیل دادند.آن‌ها که حالا سرشان به سنگ خورده بود،تصمیم گرفتند به جای هک،یک کار درست و حسابی بکنند.شرکت مرکز رایانه هم از آن‌ها خواست که حالا که به اشکالات امنیتی رایانه ما پی بردید،آن‌ها را درست کنید.در عوض،آن‌ها وقت نامحدودی را می‌توانستند با این رایانه سر کنند.برای آن‌ها واقعا اغواکننده بود. اواخر سال ۱۹۶۹ شرکت مرکز رایانه دچار مشکل مالی شد و بچه‌های گروه برنامه نویسی لیک ساید باید جل و پلاسشان را جمع می‌ کردند. آن‌ها با هر تقلایی بود،یک رایانه در دانشگاه واشنگتن،جایی که پدر پل آلن کار می‌کرد،پیدا کردند.گروه دوباره تشکیل شد و اولین سفارش اش را گرفت:نوشتن یک برنامه برای لیست حقوق یک شرکت. پاییز سال ۱۹۷۳ گیتس توانست وارد دانشگاه هاروارد شود.اما قلبش را بیرون دانشگاه کنار رایانهش جا گذاشته بود.گیتس که شب تا صبحش کنار رایانه و با پل آلن می‌گذشت،صبح تا شب سر کلاس در حال چرت بود.او در هاروارد با استیو بالمر (Steve Ballmer) که در حال حاضر رئیس قسمت اداری مایکروسافت است آشنا شد.بالاخره پل آلن،او را راضی کرد که آن‌ها باید یک شرکت مستقل رایانه‌ای بزنند.اما بیل گیتس مردد بود که دانشگاه را کنار بگذارد یا نه.تا این که یک روز پاییزی ۱۹۷۴،آلن طرح جلد مجله پاپیولار الکترونیکس را دید:آلتیر ۸۰۸۰،نخستین ابزار میکرورایانه‌ای دنیا با مدل‌های بازرگانی دست و پنجه نرم می‌کند.بعدازظهر همان روز گیتس و آلن دو جوان آس و پاس و علاف که روزشان را با رایانه می‌گذراندند،تصمیمشان را گرفتند:ما بازار رایانه‌های خانگی را به دست می‌گیریم.چند روز بعد،گیتس با شرکت MITS تماس گرفت و گفت که برای رایانه آلتیر یک نرم افزار به نام بیسیک نوشته‌است.اما فقط خودش و آلن می‌دانستند که این لافی بیش نبوده.آن‌ها حتی یک خط برنامه هم ننوشته بودند.آن‌ها حتی یک آلتیر ۸۰۸۰ را هم ندیده بودند.از وقتی که شرکت چراغ سبز به آن‌ها نشان داد تا روزی که آخرین خط برنامه بدون Error اجرا شد،فقط ۸ هفته طول کشید.فردای آن روز آلن به دفتر MITS رفت و برنامه را نشان داد.اما نکته جالب این بود که آن‌ها این برنامه را با رایانه مدرسه لیک ساید نوشته بودند و حالا برنامه داشت روی یک آلتیر ۸۰۸۰ بدون کوچک ترین اشتباهی کار می‌کرد.آلن آن موقع برای اولین بار تازه یک آلتیر ۸۰۸۰ را از نزدیک می‌دید! آلن حقوق برنامه Basic را به MITS فروخت و بیل گیتس هم رسما از دانشگاه انصراف داد.آن‌ها داشتند نخستین سنگ بنای نرم افزارهای رایانه‌های خانگی را پی ریزی می‌کردند.

بیل گیتس در سØ
§Ù„ Û±Û¹Û·Ûµ به همراه دوست دوران کودکی خود پل آلن شرکت کوچکی بنام مایکروسافت با شعار «در هر خانه یک رایانه» ایجاد کرد.مایکروسافت انواع زبانهای برنامه سازی را برای رایانه‌های مختلف تولید می‌کرد.در آن زمان مایکروسافت فقط Û´Û° کارمند داشت که شبانه روز بشدت کار می‌کردند و کل فروش آن فقط Û²Ù«Û´ میلیون دلار در سال بود.

در سال ۱۹۸۰ شرکت آی‌بی‌ام برای اینکه از بازار رایانه‌های شخصی عقب نماند تصمیم گرفت تا رایانه خود را که PC نام گرفت و رایانه‌های امروزی نیز مبتنی بر آن هستند,بسازد و وارد بازار کند. آی‌بی‌ام تصمیم گرفت تا کار نرم افزار آن را به عهده شرکت دیگری بگذارد. این بود که شاهین خوشبختی بر دوش مایکروسافت نشست و آی‌بی‌ام قراردی با شرکت کوچک مایکروسافت بست تا نرم افزارهای سازگار با رایانه‌های شخصی آی‌بی‌ام تولید کند.رایانه‌های جدید آی‌بی‌ام از پردازنده‌های ۱۶ بیتی ۸۰۸۸ شرکت اینتل استفاده می‌کرد.بنابراین مایکروسافت برای فروش زبان‌های برنامه سازی خود به یک سیستم عامل ۱۶ بیتی نیاز داشت.در آن زمان شخصی بنام تیم پاترسون در کارگاه خانه خود یک رایانه ۱۶ بیتی کوچک ساخته بود و برای آن یک سیستم عامل ساده ۱۶ بیتی نوشت که نام DOS ۸۶ را برای آن انتخاب کرده بود.بیل گیتس کلیه حقوق سیستم عامل DOS ۸۶ را با قیمت ۷۵ هزار دلار بدست آورد.بیل گیتس و پل آلن سیستم DOS ۸۶ را متناسب با رایانه‌های شخصی آی‌بی‌ام تغییر دادند و امکانات بیشتری را به آن افزودند و از آن یک سیستم عامل قوی ۱۶ بیتی ساختند.مایکروسافت این سیستم عامل را ام‌اس-داس نامید.MS-DOS بر روی رایانه‌های شخصی آی‌بی‌ام جای گرفتند و آی‌بی‌ام درصدی از فروش رایانه‌های PC خود را برای استفاده از MS-DOS به مایکروسافت می‌پرداخت.و رفته رفته امپراتوری آقای بیل گیتس بر روی MS-DOS بنیان نهاده شد.بعدها مایکروسافت با تولید سیستم عامل گرافیکی ویندوز و محصولات موفق دیگر گام‌های بزرگ‌تری بسوی موفقیت برداشت.طبق آخرین آمار بیش از ۹۵ درصد از دارندگان رایانه‌های شخصی در سراسر جهان از محصولات مختلف مایکروسافت استفاده می‌کنند.درحال حاضر بیل گیتس با بیش از ۵۰ میلیارد دلار,ثروتمندترین مرد دنیا شناخته شده‌است.او این مقام را چندین سال است که حفظ کرده.یکی از دلایل موفقیت مایکروسافت به گفته خود گیتس استخدام افراد باهوش در این شرکت است.گیتس زمانی که فقط ۱۹ سال داشت مایکروسافت را مدیریت می‌کرد.او بقدری کار می‌کرد که حتی گاهی چند روز محل کار خود را ترک نمی‌کرد و به همراه کارمندان خود بسختی برروی پروژه‌های مختلف و سفارش مشتریان کار می‌کرد.گیتس در سال ۱۹۹۴ با ملیندا فرنج گیتس ازدواج کرد که حاصل آن یک دختر (متولد سال ۱۹۹۶) و یک پسر (متولد سال ۱۹۹۹) بوده‌است.بیل گیتس راه مادر خود را ادامه داد و بهمراه همسر خود چندین موسسه خیره در سراسر دنیا تأسیس کرد.هم اکنون بیل گیتس همراه
همسر و فرزندان خود در شهر سیاتل ساکن است.

در حال حاضر مایکروسافت با بیش از چهل هزار کارمند در شصت کشور جهان و با درآمد خالص ۲۵٫۳ میلیارد دلار در پایان سال مالی ۲۰۰۱ یکی از موفقترین شرکتهای ایالات متحده آمریکا و یکی از راهبران صنعت رایانه بوده‌است.





زندگی نامه ی استیو جابز و شرکت اپل

30 09 2006

استیون پاوْل جابز (زادهٔ ۲۴ فوریه ۱۹۵۱) مدیر ارشد عملیاتی شرکت رایانه‌ای اپل و یکی از چهره‌های پیشرو در صنعت رایانه است. او (به همراه استیو وزنیاک) با بنیان گذاشتن شرکت اپل در سال ۱۹۷۶ و ارائه‌ٔ رایانهٔ اپل Ii، به مورد پسند عام قرار گرفتن مفهوم رایانهٔ خانگی کمک بسیار کرده است. بعده‌ها، او یکی از اولین افرادی بود که به ارزش تجاری بالقوهٔ رابط گرافیکی کاربر و موشواره‌ای که در مرکز تحقیقات شرکت زیراکس در پالوآلتو ساخته شده بود، آگاه گشت و بر افزوده شدن این فناوری‌های نوین به رایانه‌ٔ اپل مکینتاش نظارت کرد. امروزه، به‌عنوان مدیر ارشد عملیاتی شرکت اپل، جابز به نجات‌دهندهٔ اصلی این شرکت معروف شده‌است. خصوصاً پس از به نتیجه رسیدن ایده‌ای که وی اصرار و علاقه‌ای شخصی به آن داشته است؛ آی‌پاد. همچنین او نائب‌رئیس و مدیر عامل استودیوی پویانمایی پیکسار نیز هست. این شرکت یکی از شرکت‌های پیشرو در زمینه‌ٔ تولید محصولات سینمایی‌ای است که از پویانمایی رایانه‌ای استفاده می‌کنند.

[IMG]
http://upload.wikimedia.org/wikipedi…cworld2005.jpg
[/IMG]

در ۲۴ ژانویه ۲۰۰۶، شرکت والت دیزنی اعلام کرد که در مورد خرید شرکت پیکسار به قیمت ۷.۴ میلیارد دلار (به شکل سهام در دیزنی) به توافق رسیده است. انتظار می‌رود که انجام مراحل این معامله تا تابستان سال ۲۰۰۶ به اتمام رسد. این تراکنش بین شرکتی، استیو جابز را که عمده‌ترین سهامدار پیکسار (با ۵۱ درصد کل سهام) است، به بزرگ‌ترین سهامدار حقیقی شرکت دیزنی (با حدود ۶ درصد کل سهام این شرکت) تدیل نماید. او همچنین در هیئت مدیرهٔ این شرکت اوا نیز حضور خواهد یافت.

سالهای ابتدایی زندگی

او فرزند «جوآنی سیمپسون» و پدری سوری به نام «عبدالفتاح (“جان”) جَندَلی»، استاد دانشگاه در زمینهٔ علوم سیاسی، است. او در شهر گرین‌بِی در ایالت ویسکانسین ایالات متحده بدنیا آمد. بدلیل اینکه پدر و مادر او زوجی ازدواج نکرده بودند و در آن زمان داشتن فرزند برای چنین زوجی از نظر جامعه قابل قبول نبود، استیون پاول برای پذیرفتن به فرزندخواندگی از سوی زوجی دیگر معرفی شد. خیلی زود پس از تولد، زوج دیگری به نام «پاول و کلارا جابز» از اهالی شهر مانتِین ویو در سانتاکلارای کالیفورنیا، او را به فرزندی پذیرفتند. این زوج وی را «استیون پاول» نام گذاشتند. پدر و مادر اصلی او بعدها ازدواج کردند و خواهر تنی جابز را به دنیا آوردند. وی مونا سیمپسون نام دارد و رمان‌نویس است. ازدواج پدر و مادر تنی جابز چند سال بعد با طلاق پایان گرفت. تا به امروز جابز از اینکه پاول و کلارا جابز را والدین ناتنی‌اش بخوانند، بیزار است و ترجیح می‌دهد که ایشان تنها به‌عنوان «والدین» او خوانده شوند.

در سال ۱۹۷۲، جابز از دبیرستان «هومستید» در شهر کاپِرتینو در کالیفورنیا فارغ‌التحصیل شد و در کالج رید در شهر پورتلند ایالت اورِگُن ثبت نام کرد اما بعد Ø
§Ø² یک نیمسال تحصیلی انصراف داد. سالها بعد زمانی که در یک مراسم فارغ‌التحصیلی در سال Û²Û°Û°Ûµ در دانشگاه استنفورد سخنرانی می‌کرد گفت که حتی پس از انصرافش از ادامهٔ تحصیل در کالج رید باز هم سر کلاسها – از جمله کلاسی دربارهٔ خوشنویسی حاضر می‌شده است. او دراین مورد این کلاس گفت: «اگر گذر من به این یک کلاس در کالج نمی‌افتاد، مَک [رایانهٔ مکینتاش] هیچوقت قلم‌های رایانه‌ای متفاوت و دارای فاصله‌های مناسب نسبی نمی‌بود».

در زمستان ۱۹۷۴، او به کالیفورنیا بازگشت و به همراه استیو وزنیاک، حضور در جلسات «انجمن رایانهٔ هوم‌بِرو» را آغاز کرد. جابز شغلی به عنوان یک تکنیسین در شرکت آتاری، سازنده‌ٔ رایانه و دستگاه بازی رایانه‌ای که آن روزها محبوب بود، یافت. در طی این دوران، این مسئله برای بعضی افراد علاقمند آشکار شده بود که با ایجاد تغییر اندکی در صدای نوعی سوت‌سوتک که به عنوان اسباب‌بازی در جعبه‌های کورن‌فلکس موجود بود، شخص می‌توانست فرکانسی ۲۶۰۰ هرتزی را ایجاد کند. این فرکانس صوتی خاص نوعی پیام صوتی استفاده‌شده جهت مسائل نظارت بر شبکه‌ٔ تلفن شرکت اِی تی اَند تی (AT&T) بود که با تقلید آن به‌وسیلهٔ دمیدن سوت در گوشی تلفن، امکان انجام دادن مکالمات راه دور به شکل رایگان ممکن می‌شد. در سال ۱۹۷۴ جابز و وزنیاک برای مدت کوتاهی وارد کسب و کار تولید و فروش «جعبهٔ آبی» مبتنی بر این ایده شدند. با استفاده از این جعبه مکالمات راه‌دور رایگان ممکن می‌شد.

پس از سفر معنوی استیو به هند، وی با سری تراشیده و با جامهٔ سنتی هندی بر تن، به آمریکا بازگشت. او سرِ کار پیشین‌اش در آتاری بازگشت اما برای پیشگیری از ایجاد مزاحمت از سوی او برای دیگر کارمندان، تنها پس از ساعت کاری که طراحان دیگر رفته بودند، می‌توانست سر کارش بیاید. وظیفهٔ او ساختن یک صفحهٔ مدار الکترونیکی برای یک بازی شرکت آتاری – به نام Breakout – بود. بر طبق گفتهٔ نولان بوشنل – بنیانگذار آتاری – جایزه‌ای Û±Û°Û° دلاری به ازای هر تراشه‌ای که در فرآیند طراحی از دستگاه اصلی حذف می‌شد، داده می‌شد. استیو که علاقه و دانش اندکی در طراحی صفحه مدارهای الکترونیکی داشت، با استو وزنیاک قول و قراری گذاشت که اگر «واز» (Woz – مخفف Wozniak) بتواند صفحهٔ مداری با حداقل تعداد تراشه‌ها طراحی کند، جایزه‌ای که از آتاری دریافت می‌کنند را بین خودشان تقسیم نمایند. این پروژه انجام شد و با وجود حیرت فراوان مسوولین آتاری، وزنیاک توانست که تعداد تراشه‌های استفاده شده در دستگاه نه
ایی را ۵۰ عدد کاهش دهد. متاسفانه، وزنیاک طراحی را به حدی فشرده انجام داده بود که تولید دستگاه نهایی بر روی خط مونتاژهای آن دوران ممکن نبود. با وجود این، جابز به وزنیاک گفت که آتاری تنها ۵۰۰ دلار از جایزه را پرداخت کرده است (در صورتی که تمامی ۵۰۰۰ دلار جایزه پرداخت شده بود) و پیشنهاد کرد که وزنیاک نیمی از آن را برای کاری که انجام داده بود بردارد. سالها بعد، زمانی که استیو وزنیاک مبلغ واقعی جایزه را فهمید، نتوانست بر احساسات خود غلبه کند و گریست. او گفت که می‌خواسته است که لطفی در حق یک دوست خوب بکند و اگر جابز از او خواسته بود که آن کار را مجانی هم انجام دهد، فقط بدلیل جالب بودن همکاری با آتاری و بخاطر خود بازی Breakout، حتماً انجامش می‌داد. اما در حالتی که پیش آمده بود، احساس می‌کرد که به او خیانت شده است. استیو جابز بقیهٔ آن مبلغ را برای آغاز شرکت اپل سرمایه‌گذاری کرد و آن دو در این شرکت سهیم شدند، اما دوستی آنها هیچگاه به شکل گذشته باز نگشت. البته خود وزنیاک در پاسخ به پرسشی در این باره گفته است که این مساله آنقدر قدیمی است که می‌توان آن را فراموش‌شده دانست و او نیز مایل است آن را فراموش کند. بعلاوه او گفته است که این مساله ممکن است اشتباهی از سوی آتاری بوده باشد که بعده‌ها آن مبلغ را ۵۰۰۰ دلار اعلام کرده‌اند. [1]

در سال ۱۹۷۶، وقتی جابز ۲۱ ساله و وزنیاک ۲۶ ساله بودند، شرکت رایانه‌ای اپل را در پارکینگ خانوادهٔ جابز، بنیان گذاشتند. اولین رایانهٔ شخصی‌ای که جابز و وزنیاک به بازار معرفی کردند اپل I نام داشت. قیمت این رایانه ۶۶۶ دلار و ۶۶ سنت بود.

در سال ۱۹۷۷، جابز و وزنیاک رایانهٔٔ اپل II را معرفی کردند که این رایانه به موفقیتی عظیم در بازار رایانه‌های خانگی تبدیل شد و شرکت اپل را به یکی از بازیگران صنعت در حال تولد رایانه‌های شخصی تبدیل کرد. در دسامبر ۱۹۸۰، شرکت رایانه‌ای اپل به شرکت سهامی عام تبدیل شد و با شاخص ابتدایی عرضهٌ عمومی (IPO) بالایی که کسب نمود، قدرت و نفوذ جابز بیش از پیش افزوده گشت. در همان سال، شرکت اپل، رایانهٔ اپل III را معرفی کرد که این رایانه با موفقیت کمتری در بازار مواجه شد.

هم‌زمان با رشد اپل، این شرکت جستجویی را برای یافتن مدیران مستعد که بتوانند آن را در مدیریت توسعه و گسترش کمک کنند، آغاز کرد. در سال ۱۹۸۳، جابز با به چالش‌طلبیدن جان سِکولِی که یکی از مدیران پپسی کولا بود، او را تطمیع کرد که به‌عنوان مدیر عامل اپل کار کند. جابز به او گفته بود: «می‌خواهی که باقی زندگی‌ات را صرف فروختن آب‌-شکر بگذرانی، یا می‌خواهی شانس این را داشته باشی که دنیا را عوض کنی؟». در همان سال شرکت اپل، رایانه‌ٔ اپل لیزا را معرفی کرد که با وجود پیشرفته بودن از نظر فناوری از بابت تجاری ناموفق از آب درآمد.

سال Û±Û¹Û¸Û´ سال معرفی رایانه‌ٔ مکینتاش بود. این رایانه اولین رایانه‌ای بود که رابط گرافیکÛ
Œ کاربر داشت و از نظر تجاری به موفقیت دستیافت. تولید و توسعهٔ مک توسط جِف راسکین آغاز شده بود و گروه تولید و توسعه این رایانه در اپل تحت تأثیر فناوری‌ای بودند که توسط آزمایشگاههای زیراکس در پالوآلتو تولید شده بود ولی هنوز به شکل تجاری ارائه نشده بود. موفقیت رایانهٔ مکینتاش شرکت اپل را متقاعد کرد که تولید رایانهٔ اپل II را به نفع خط تولید جدید مکینتاش متوقف کند که این مساله تا به امروز ادامه یافته است.

جدایی از اپل و بنیانگذاری شرکت نِکْسْت

در حالیکه جابز یکی از شخصیت‌های پبش‌برنده و رهبران معنوی اپل بود، منتقدین این مسئله را نیز مطرح کرده‌اند که او مدیری دمدمی مزاج و شلوغ بوده است. در سال ۱۹۸۵، پس از یک کشمکش بر سر قدرت در درون این شرکت، هیئت مدیره جابز را از مسئولیت‌هایش خلع کرد و او نیز از این شرکت استعفا داد. با این تفاسیر باید توجه داشت که جابز بدلیل سهامدار بودن در شرکت رئیس هیئت مدیره‌ٔ شرکت باقی ماند.

پس از ترک اپل، جابز شرکت رایانه‌ای دیگری را با نام نِکْسْت بنیان گذاشت. «ایستگاه کاری نکست» (یکی از اولین محصولات این شرکت) نیز مانند رایانه‌ٔ لیزا از نظر فناوری پیشرفته بود اما به دلیل هزینه‌های بالای فناوری، هیچوقت قادر به ورود به جریان اصلی بازار نشد. برای کسانی که می‌توانستند هزینه‌های بالا را بپردازند خدمات این شرکت مطلوب بود و معمولاً پس از ارائه شدن به بازار باعث پیروی دیگر شرکت‌ها در آن زمینهٔ خاص نیز می‌گشت. به‌عنوان مثال یکی از مهم‌ترین موفقیت‌های این شرکت سامانهٔ تولید و توسعهٔ نرم‌افزار مبتنی بر روشهای شی‌گرا بوده است. جابز معمولاً برای بازاریابی محصولات نکست به حوزه‌های دانشگاهی و علمی روی می‌آورد چرا که فناوری‌های نو موجود در این محصولات بدیع و آزمایشی بودند (و هنوز به شکل نهایی و بالغ نرسیده بودند). از این محصولات می‌توان به هستهٔ ماخ (Mach Kernel)، تراشهٔ پردازش سیگنال دیجیتال (DSP) و پورت ایترنت توکار (Built-in) اشاره کرد.

رایانهٔ نکست کیوب (NeXt Cube) پیاده‌سازی ایده‌ٔ فلسفی جابز در باره‌ٔ یک رایانهٔ «بین شخصی» (Interpersonal) بود که به نظر او به‌عنوان قدم بعدی پس از رایانه‌های «شخصی» مطرح می‌شد. این ایده به این معنا بود که اگر رایانه ارتباط افراد با یکدیگر و همکاری و همفکری را به سادگی ممکن می‌ساخت، بسیاری از مشکلاتی که رایانه‌های “شخصی” ناتوان از حل آنها بودند، حل می‌شد. پیش از این جابز بدلیل در نظر نگرفتن امکانات ارتباط با شبکه در رایانهٔ مکینتاش بسیار ن
قد شده بود و اکنون سعی می‌کرد که آن اشتباه را تکرار نکند. در زمانی که رایانامه برای اکثر افراد معنی متن سادهٔ رایانه‌ای را داشت جابز با علاقهٔ فراوان سامانهٔ رایانامه‌ای نکست – نکست مِیل – را به عنوان نمونه‌ای از فلسفهٔ “بین شخصی”‌اش به نمایش گذاشت. این سامانه از اولین سامانه‌هایی بود که امکانات قراردادن نگاره‌های قابل کلیک و قابل نمایش بر روی تمام رایانه‌ها در متن رایانامه را در خود داشت.

جابز شرکت نکست را با وسواسِ کمال و عالی بودن به هر بهای ممکن اداره می‌کرد. این توجه فراوان به جزئیات در نهایت باعث نابودی بخش سخت‌افزار این شرکت شد، اما از سوی دیگر، به دنیا نشان داد که جابز می‌تواند یک رایانهٔ مکینتاش را طراحی کند که از نمونهٔ اصلی‌اش (که توسط اپل طراحی و ساخته شده بود) بهتر باشد. جعبهٔ رایانهٔ نکست کیوب از فلز منیزیم بود که با لیزر برش داده می‌شد، در دید عموم نمونه‌ای از تلاش برای رسیدن به کمال به هر بهایی ذکر می‌شود.

همانطور که جابز در اپل به آی بی ام حمله می‌کرد، در زمان مدیریت شرکت نکست هم آغاز به سرزنش شرکت سان مایکرو سیستمز به عنوان رقیبی بزرگ، نمود. بعده‌ها، پس از تعطیل شدن بخش سخت‌افزار شرکت نکست، جابز و اسکات مک‌نیلی از مدیران سان مایکرو سیستمز، محصولی مشترک با نام اٌپن اِستپ را ارائه کردند.

با وجود اینکه کتاب‌های تاریخی، زمان کوتاهی که جابز مدیریت نکست را بعهده داشت بطور غلوآمیز و اغراق‌شده‌ای درخشان توصیف می‌کنند، ولی آثار و نتایج مدیریت وی بر این شرکت دو رویداد عظیم را برای جهان رایانه به ارمغان آورد:

وب جهان پهنا. تیم برنرزلی در مرکز تحقیقات هسته‌ای اروپا (CERN)، سامانهٔ اصلی وب جهان پهنا را بر روی یک ایستگاه کاری رایانهٔ نکست ایجاد کرد. تاکید جابز بر این نکته که افراد عادی هم باید بتوانند برنامه‌های کاربردی «پر اهمیت» (Mission-Critical) بنویسند، بنیان برنامه‌ای کاربردی به نام «سازندهٔ رابط کاربر» (Interface Builder) گشت که برنرزلی با استفاده از آن توانست برنامه‌ای با نام «WorldWideWeb 1.0» را بنویسد.
بازگشت شرکت رایانه‌ای اپل. اتکای اپل به نرم‌افزارهای کهنه و سوءمدیریت درونی در شرکت بخصوص در مورد ناتوانی آن برای انتشار نسخه‌ای به‌روزرسان عمده برای سیستم عامل رایانه‌هایش، در اوایل و میانهٔ دهه‌ٔ ۱۹۹۰ میلادی این شرکت را به ورشکستگی نزدیک نمود. ایده‌های مترقی جابز در مورد تکیه کردن به بنیان‌های یونیکس در دههٔ ۱۹۸۰ میلادی جاه‌طلبی بزرگی بیش نبود و حتی نوعی بازگشت به عقب محسوب می‌شد. اما این انتخاب در نهایت شالودهٔ محکم و بسط‌پذیری برای یک سیستم عامل گشت. بعده‌ها، اپل از این روش استفاده کرد و تحت رهبری جابز تولدی دوباره را تجربه نمود.
فناوری‌های تولیدی شرکت نکست نیز به پیشرفت بسیاری از فناوری‌های دیگر مانند برنامه‌نویسی شی‌گرا، نمایش پُست‌اسکریپت و دØ
³ØªÚ¯Ø§Ù‡Ù‡Ø§ÛŒ نورمغناطیسی کمک نمود.

بازگشت به اپل

در سال ۱۹۹۷ (میلادی)، اپل شرکت نکست را به قیمت ۴۰۲ میلیون دلار خرید و جابز به شرکتی که خود تأسیس کرده بود بازگشت. در سال ۱۹۹۷ با از بین رفتن اطمینان هیئت مدیره به جیل آملیو مدیر ارشد عملیاتی اپل در آن زمان، جابز مدتی به‌عنوان مدیر موقت برگزیده شد. به هنگام بازگشت به اپل و بدست گرفتن مجدد رهبری این شرکت جابز از عنوان «iCEO» که در آن CEO در زبان انگلیسی مخفف «مدیر ارشد عملیاتی» است، را استفاده کرد. در ماه مارس سال ۱۹۹۷ جابز بطور ناگهانی تعدادی از پروژه‌ها مانند اپل نیوتن، سایبر داگ و اُپن داک را لغو کرد. در ماههای بعدی، بسیار از کارمندان دچار این ترس شدند که در صورت برخورد کردن به جابز در آسانسور شرکت «ممکن است وقتی در آسانسور باز می‌شود بی‌کار شوند. واقعیت این بود که تعداد افرادی که عذرشان توسط استیو از شرکت خواسته می‌شد اندک بود، ولی چند نفر قربانی کافیست تا ترس به دل کل اهالی شرکت بیافتد.» ([2] را ببینید)

با خریدن شرکت نکست توسط اپل، اکثریت فناوری‌های آن نیز به محصولات اپل راه یافت و از میان آنها «نکست استپ» از همه قابل توجه‌تر است که در طول زمان رشد یافته و به مَک او اِس تِن تبدیل شده است. اپل تحت رهبری جابز با معرفی رایانهٔ آی مَک فروش‌اش را به شکل قابل توجهی افزایش داد. از آن زمان، طراحی جذاب و معروفیت نام اپل محصولات این شرکت را محبوب ساخته است.

در سالهای اخیر، این شرکت با گسترش در حیطه‌های مختلف مواجه بوده است. با معرفی دستگاه قابل حمل پخش موسیقی آی‌پاد، نرم‌افزار موسیقی دیجیتال آی‌تیونز و فروشگاه موسیقی آی‌تیونز، شرکت اپل تاخت و تازی در زمینه‌ٔ دستگاههای شخصی الکترونیکی و موسیقی بر خط به راه انداخته است. همراه با قدرت بخشیدن به نوآوری، جابز به کارمندانش گوشزد می‌کند که «هنرمند واقعی بسته‌بندی و ارسال می‌کند» (“Real artists ship”) که منظور او از این حرف این است که تحویل محصول کارا در زمان مشخص شده همانقدر مهم است که نوآوری و طراحی محشر اهمیت دارند.

جابز سالهاست با حقوق یک دلار در سال برای اپل کار می‌کند و این باعث شده است که نام او به‌عنوان «کم حقوق‌ترین مدیر ارشد عملیاتی» در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شود. در سخنرانی افتتاحیهٔ نمایشگاه «مک‌ورلد اکسپو» در سانفرانسیسکو، حذف عنوان «موقت» از عنوان اداری جابز اعلام شد. باوجود اینکه حقوق فعلی او در اپل به شکل رسمی همان مقدار یک دلار در سال باقی مانده است، او تعدادی هدیهٔ پربها از طرف
هیئت مدیرهٔ شرکت دریافت کرده است. از جمله این هدایا می‌توان به یک هواپیمای جت ۹۰ میلیون دلاری و کمتر از ۳۰ میلیون سهام شرکت اشاره کرد که اولی در سال ۱۹۹۰ و دومی در سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ به او اعطا شده اند. بنابراین با وجود حقوق یک دلار در سال، از زحمات او در این شرکت بخوبی قدردانی شده است.

جابز برای توانایی‌های خارق‌العاده‌اش در بازاریابی و کسب رضایت مشریان، هم‌زمان تشویق و نقد شده است و حتی به این توانایی‌ها، عنوان «حوزهٔ تحریف حقیقت» داده‌اند که مخصوصاً در زمان سخنرانی‌های افتتاحیه در همایش‌ها و نمایشگاههای مک‌ورلد بارز می‌شوند. این مساله – حوزهٔ تحریف حقیقت – از جنبه‌ای دیگر به قیمت‌گذاری غیر رقابتی محصولات اپل (مانند قیمت بالای رایانهٔ G4) و اتخاذ تصمیماتی خارج از نیازهای بازار (مانند حذف رایانه‌های خانوادهٔ مکینتاش) نیز اشاره دارد. تمام تصمیمات جابز موافقت عام را کسب نکرده‌اند، به‌عنوان مثال تلاش‌های اپل برای بازاریابی محصولاتش در دههٔ Û¸Û° میلادی با وجود کیفیت عالی فناوری برای خریداران سهام غریبه بود و آنها به خرید سهام شرکت «آی بی ام» روی آورند و سهام اپل با افت قیمت مواجه شد. بعده‌ها نیز شرکت مایکروسافت با تولید و توسعهٔ رابط گرافیکی کاربر ویژهٔ خود، ویندوز، به سلطهٔ اپل بر این حیطه پایان داد.

در سال Û²Û°Û°Ûµ جابز در پاسخ به انتقاداتی پیرامون برنامه‌های ضعیف شرکت اپل در مورد بازیافت زباله‌های الکترونیکی، در گردهمایی سالانهٔ اپل که در آوریل این سال در کاپرتینو برگزار شد، نسبت به این انتقادات مدافعین محیط زیست عکس‌العملی تند نشان داد. در این جلسه زمانی که یکی از نمایندگان برنامه‌های سرمایه‌گذاری مسئولانهٔ اجتماعی از وی پرسید که به چه دلیل برنامه‌های شرکت اپل در مورد بازیافت نتوانسته است به سطح برنامه‌های شرکت‌های دیگر رایانه‌ای چون دل و اچ‌پی برسد، جابز با «چرت و پرت» خواندن گلایه‌های مدافعین محیط‌زیست، منتقد مذکور را از میدان بدر کرد. با وجود این، چند هفتهٔ بعد، اپل اعلام کرد که آی‌پادهای خراب که باید بازیافت شوند را به رایگان از طریق فروشگاههای خرده‌فروشی‌اش جمع‌آوری خواهد کرد. جمعیتی فعال در زمینهٔ بازیافت زباله‌های الکترونیکی که با نام «Computer TakeBack Campaign» مشهور است، به این تصمیم شرکت اپل با برافروختن پرچمی بسته‌شده به یک هواپیمای در حال پرواز برفراز محل برگزاری مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان دانشگاه استانفورد – که سخنران افتتاحیهٔ آن جابز بود – عکس‌العمل نشان داد. روی پارچهٔ بسته شده به هواپیما نوشته شده بود: «استیو! بازیگر کوچکی نباش. همهٔ زباله‌های الکترونیکی را بازیافت کن!» (“Steve – Don’t be a mini-player recycle all e-waste”).

پیکسار و دیزنی

در سال Û±Û¹Û¸Û¶ جابز و اِدوین کَتمول با همراهی هم استودیوی پویانمایی پیکسار را بنیان نهادند. این شرکت که در زمینهٔ پوÛ
انمایی رایانه‌ای فعالیت می‌کند در کالیفورنیا قرار دارد. این شرکت حول بخش گرافیک رایانه‌ای لوکاس فیلم شکل گرفت. این بخش را جابز به یک سوم قیمت مشخص شده به مبلغ ۱۰ میلیون دلار از جرج لوکاس خریده بود. پیکسار یک دهه بعد با ساخت فیلم‌های پیشرویی مانند «داستان اسباب‌بازی» معروف و موفق گردید. از آن زمان به بعد این شرکت فیلم‌های پویانمایی دیگری مانند «زندگی یک حشره» (۱۹۹۸)، «داستان اسباب بازی 2» (۱۹۹۹)، «شرکت هیولاها» (۲۰۰۱)، «در جستجوی نیمو» (۲۰۰۳) و «اُعجوبه‌ها» (۲۰۰۴) را ساخته است که همهٔ آنها برندهٔ جوایزی بوده‌اند. سهام جابز در این شرکت هم اکنون در حدود یک میلیارد دلار ارزش دارد. فیلم بعدی ساخته شده در این شرکت خودروها (Cars) نام دارد و در سال ۲۰۰۶ نمایش داده خواهد شد.

«در جستجوی نیمو» و «اُعجوبه‌ها» هر یک جایزه‌ٔ بهترین فیلم پویانمایی از آکادمی اُسکار را دریافت کرده‌اند.

در Û²Û´ ژانویه ۲۰۰۶، شرکت والت دیزنی – پخش‌کنندهٔ تمام فیلم‌های پویانمایی ساخته شده توسط پیکسار، معامله‌ای را که برای خریدن پیکسار در جریان است، آشکار کرد. خبر این معامله که هنوز در جریان است، پس از تایید هیئت مدیرهٔ شرکت دیزنی اعلام شد. بر طبق مفاد این معامله، دیزنی به قیمت Û·.Û´ میلیارد دلار از سهام دیزنی را تشکیل خواهد داد. جابز، به‌عنوان عمده‌ترین سهامدار پیکسار، پس از این معامله، بزرگ‌ترین سهامدار دیزنی خواهد شد که در حدود Û¶ درصد از کل سهام این شرکت متعلق به او خواهد بود. همچنین جابز در هیئت مدیرهٔ دیزنی عضویت خواهد یافت.

سهام جابز در دیزنی از سهام مدیر ارشد عملیاتی پیشین این شرکت – آیزنر – که هنوز Û±.Û· درصد از سهام دیزنی را در دست دارد، بیشتر خواهد بود. مدیرعامل دیزنی – روی ای. دیزنی – (دارای حدود Û± درصد سهام شرکت)، آیزنر را بدلیل برخی مسائل از این شرکت اخراج نمود و بنظر می‌رسد معاملهٔ خرید پیکسار به این مسئله سرعت بخشیده است.

هماهنگی این معامله باید با قوانین سازمانهای ناظر بر اجرای قوانین مربوط به ائتلاف شرکت‌ها برای جلوگیری از ایجاد تراست (Anti-trust) که از قوانین تجاری کشور آمریکاست، بررسی گردد، اما پیش‌بینی می‌شود که از نظر قوانین مشکلی برای آن نباشد و انتظار می‌رود که پذیرفته شود.

برای اطلاعات بیشتر http://inhome.rediff.com/money/2006/jan/25disney.htm را ببینید.

زندگی شخصی

جابز با «لورِن پاوِل» در تاریخ Û±Û¸ مارس Û±Û¹Û¹Û± ازدواج کرده است و این زوج دارای سه فرزند هستند. همچنین، او دختری به نام «لیزا بِرِنان جابز» از نامزد سØ
§Ø¨Ù‚‌اش – «کریس بِرِنان» – که هیچوقت بطور رسمی با هم ازدواج نکردند، دارد.

در کتاب «دومین امید استیو جابز در راه موفقیت» (The Second Coming of Steve Jobs) نویسندهٔ این کتاب – «آلن دویْستْچ‌مَن» – راجع به ملاقات‌های عاشقانهٔ جابز با خوانندهٔ زن آمریکایی جون بائِز می‌نویسد. دویستچ‌من با نقل قول آوردن از «الیزابت هولمز]] که یکی از دوستان جابز در کالج رید بوده است، می‌نویسد: «من اعتقاد داشتم که جابز بیشتر به این دلیل عاشق جون بائز شده که این زن زمانی معشوقهٔ (باب) دیلَن بوده است.»

در کتاب استیو جابز؛ تمثال (iCon Steve Jobs) نوشتهٔ «جِفری اس. یانگ» و «ویلیام اِل. سیمون»، نویسندگان به این مسئله اشاره می‌کنند که جابز ممکن بود با جون بائز ازدواج کند اگر سنِ بائز (۴۱ سال) در آن زمان باعث این نمی‌شد که امکان بچه‌دار شدن برای آنها وجود نداشته باشد. احتمالاً بائز و جابز دوست باقی ماندند. بائز در بخش سپاسگزاری‌های کتاب خاطراتی که در سال ۱۹۸۷ با نام «صدایی برای خواندن» منتشر کرد، از جابز نام برده است.

جابز، بر خلاف ادعای برخی، با وجود اینکه گوشت قرمز نمی‌خورد، گیاه‌خوار نیست. ولی گاهی غذایش از گوشت ماهی است.

در سال Û±Û¹Û¸Û² میلادی، جابز آپارتمانی را در سان ریموی نیویورک، جایی که شاهزاده خانم یاسمین آقا خان – دختر ریتا هَی‌وُرث – هم آپارتمانی در آنجا دارد، خرید. این مجموعهٔ آپارتمانی در آن زمان و پیش‌تر محل کار و زندگی گروهی از افراد بود که به پیشرو و ترقی‌خواه معروف بودند. جابز، با کمک آی. اِم. پِی (معمار معروف چینی که یکی از موفق‌ترین معماران قرن بیستم نام گرفته است)، سالها وقت صرف کرد که این آپارتمان قرار گرفته در دو طبقهٔ فوقانی بُرج شمالی این مجتمع را بازسازی کند. اما با تمام این احوال، او و خانواده‌اش هیچوقت به این آپارتمان نقل مکان نکردند و در نهایت بیست سال بعد آن را به خوانندهٔ گروه یوتو – بونو – فروخت.

در سال ۱۹۸۴ جابز یک عمارت مستعمراتی اسپانیایی‌ها که ۱۶۰۰ متر مربع وسعت و ۱۴ اتاق خواب داشت را خرید. این عمارت به دست جورج واشنگتن اسمیت طراحی شده و در وودساید، کالیفورنیا قرار دارد. جابز ده سال در این عمارت در حالت تقریباً بدون اثاث زندگی کرد و در سال ۱۹۹۸ جابز به بیل کلینتون اجازه داد که برای مدتی از آن استفاده کند (دختر کلینتون در دانشگاهی در آن حوالی تحصیل می‌کرد). اما با وجود اینها ساختمان این عمارت بدلیل بی‌توجهی به وضعیت نامناسبی درآمده است. جابز که تصمیم به تخریب عمارت و ساخت خانه‌ای کوچک‌تر روی آن زمین داشت، با مخالفت‌هایی از جانب علاقمندان حفظ میراث فرهنگی مواجه شد. در ژوئن ۲۰۰۴، شورای شهر وودساید به جابز اجازهٔ تخریب این ملک را داد مشروط بر اینکه به مدت یک سال آگهی‌هایی را منتشر کند تا مشخص گردد که کسی علاقمند به خرید و بازسازی این ساختمان هست یا خیر. تعدادی از اشخاص تمایل خود را به این مساله اعلام ک
±Ø¯Ù‡â€ŒØ§Ù†Ø¯ که در میان آنها می‌توان به «ریچارد پیوْنیکا» – وکیل – اشاره کرد که پیش از این نیز تجربیاتی در زمینهٔ بازسازی املاک کهن داشته است. [3]

در ۳۱ ژوئیه ۲۰۰۴ جابز برای خارج کردن یک تومور از لوزالمعده‌‌اش تحت عمل جراحی قرار گرفت. او به یکی از اشکال بسیار نادر سرطان لوزالمعده به نام «تومور slet cell neuroendocrine» دچار شده بود که نیازی به شیمی‌درمانی یا پرتودرمانی ندارد. در غیاب او، «تیم کوک»، مسوول عملکرد و فروش جهانی شرکت اپل، کمپانی را اداره می‌کرد.

در سال ۲۰۰۵ (میلادی)، جابز در عکس‌العمل به چاپ شدن یک زندگینامهٔ غیرتایید شده توسط او به‌وسیلهٔ انتشارات جان وایلی (به نام «استیو جابز؛ تمثال» که قبلاً به آن اشاره شد) فروش تمام کتاب‌های چاپ شده توسط این انتشارات را در فروشگاه‌های خرده‌فروشی شرکت اپل ممنوع کرد.

در مصاحبه‌ای با نام آنچه موش زمستان‌خواب گفت؛ چگونه پادفرهنگ دههٔ ۶۰ رایانه‌های شخصی را شکل داد در این کتاب، استیو جابز راجع به این مساله صحبت می‌کند که چگونه مصرف ال‌اس‌دی یکی از تأثیرگذارترین تجربه‌های زندگی‌اش بوده است.

اختلاف‌نظرها در مورد جابز

راجع به شخصیت سلطه‌جو و متوقع استیو جابز بسیار صحبت و نوشته شده است و تعدادی زندگینامهٔ غیرتایید شده توسط او نیز موجود است :

قلمرو پادشاهی کوچک (The Little Kingdom) نوشتهٔ مایکل مورتیز.
استیو جابز: سفر همان پاداش است (The Journey is the Reward) نوشتهٔ جفری اِس. یانگ.
دومین امید استیو جابز در راه موفقیت (The Second Coming of Steve Jobs) نوشتهٔ آلن دویْستْچ‌مَن.
استیو جابز؛ تمثال (iCon Steve Jobs) نوشتهٔ جفری اس. یانگ و ویلیام ال. سیمون.
در کتاب استیو جابز؛ تمثال، نویسندگان به این مساله اشاره می‌کنند که شخصیت پل جابز – پدرخواندهٔ استیو – به‌عنوان دلیل سلطه‌جویی وی شناخته می‌شود:

«پل در ابتدا به‌عنوان شَرخَر یک شرکت مالی فعال در زمینهٔ وام خودرو استخدام شد. وظیفهٔ او این بود که با قدرت بدنی‌ای که داشت به این شرکت در راستای جمع‌آوری وام‌های عقب‌مانده و پرداخت‌نشده کمک کند. جثهٔ بزرگ و شخصیت سلطه‌جوی او با این شغل خطرناک سازگاری داشت و از سوی دیگر توانایی‌های مکانیکی خودرو که داشت به او کمک می‌کرد که در صورت نیاز قفل خودروهایی که وام آنها پرداخت نشده بود را باز کند و آنها را بدون کلید راه‌اندازی کند.»

در فیلم مستند «Triumph of the Nerds»، قضیهٔ مشهور اخراج جابز از شرکت رایانه‌ای اپل توسط مدیرعامل وقت آن شرکت – جان سِکولِی – و هیئت مدیرهٔ اپل از Ø
¯ÛŒØ¯ اشخاص متفاوت بررسی شده است :

- کریس اسپینوزا: «نقشه‌های پر آب و تابی که برای (رایانهٔ) مکیناش کشیده شده بود بدلیل وضعیت این محصول در بازار، کم کم داشت نقش بر آب می‌شد. و حقیقت این بود که وضعیت این محصول در بازار وحشتناک نبود، می‌شد که این محصول را نجات داد. اما شکافی که بین این آن نقشه‌های پر زرق و برق و وضعیت محصول در آن زمان ایجاده شده بود، آنقدر باورنکردنی بود که کسی باید کاری می‌کرد و این شخص جان سکولی بود».

- جان سکولی: «هیئت مدیره باید انتخابی را انجام می‌داد و من گفتم “ببینید، این شرکت استیو است، من را اینجا آورده‌اند که کمک کنم. اگر می‌خواهید که او باز هم شرکت را اداره کند، از نظر من مشکلی ندارد ولی دست‌کم باید تصمیم بگیریم که چه می‌خواهیم بکنیم و همگی آن هدف را پشتیبانی کنیم…” و در نهایت پس از اینکه هیئت مدیره با استیو صحبت کرد و با من هم صحبت کرد، تصمیم بر این شد که برنامه‌های من را ادامه دهیم و استیو شرکت را ترک کرد».

- استیو جابز: «چه می‌توانم بگویم؟ من شخص اشتباهی را استخدام کرده‌ام. او همه‌چیز را که من برایش ۱۰ سال زحمت کشیده بودم از بین برد و با کنار زدن خود من هم شروع کرد. اما این غم‌انگیزترین بخش قضیه نیست. اگر اپل تبدیل به آن چیزی شده بود که من در نظر داشتم با خوشحالی این شرکت را ترک می‌کردم».

- لاری تِسلِر: «کارمندان شرکت احساسات متناقضی در مورد این قضیه داشتند، همه زمانی دور یا نزدیک مرعوب استیو جابز شده بودند و آسودگی قطعی در این بود که مرعوب‌کننده برود. و از سوی دیگر همان کارمندان مرعوب شده احترام زیادی برای استیو جابز قائل بودند، و همهٔ ما نگران این مساله بودیم که برای این شرکت بدون قدرت تصور، بدون بنیانگذار و بدون جذبه (کاریزما) چه اتفاقی خواهد افتاد».

- اَندی هِرتزفِلد: «او (جابز) این مساله را به‌عنوان یک حملهٔ شخصی محسوب کرد و به‌عنوان مقابله به مثل، شروع کرد به حمله کردن به سکولی؛ حمله‌ای به شکل یک عقب‌نشینی گوشه‌گیرانه. چون مطمئن بود که هیئت مدیره طرف او را خواهد گرفت و از سکولی پشتیبانی نخواهد کرد…از دست دادن استیو برای اپل دردی بود که هیچوقت بهبودی پیدا نکرد؛ او قلب و روح و نیروی پیشبرندهٔ شرکت بود. اپل امروزه جایی بسیار متفاوت خواهد بود؛ آنها روحشان را از دست دادند…».

گفتآوردها

«وقتی که جوان بودم، نشریهٔ جالبی بود به نام «فهرست تمام زمین» که یکی از کتابهای مقدس نسل من بود. این کتاب به‌وسیلهٔ مردی به نام اِستوارت بِرَند در محلی نه چندان دور از اینجا در «مِنلو پارک» تهیه می‌شد. و دید شاعرانهٔ او به این نشریه زندگی می‌بخشید. این مساله مربوط به اواخر دههٔ ۱۹۶۰ است یعنی پیش از رایانه‌های شخصی و نشر رومیزی. بنابراین تمام این نشریه با استفاده از ماشین تحریر، قیچی و دوربین‌های فوری (پولاروید) درست می‌شد. سی و پنج سال پیش از بوجود آمدن گوگ
„ØŒ این نشریه مانند یک گوگلِ کاغذی بود؛ کاملاً ایده‌آل گرایانه و سرشار از ابزارهای خوب و اندیشه‌های بزرگ». سخنرانی استیو جابز در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استانفورد، Û±Û² ژوئن Û²Û°Û°Ûµ (نقل شده در نشریهٔ برخط «گزارش استانفورد» در تاریخ Û±Û´ ژوئن Û²Û°Û°Ûµ). [4]





پوسته ویندوز مدیا پلیر 11 برای Winamp حتما ببینید

30 09 2006

Winamp یکی از قدیمیترین و پر طرفدارترین نرم افزارهایی هست که تقریباً روی تمام کامپیوتر ها یافت میشود، نسخه شماره ی 5 Winamp با پوسته ی زیبای Modern عرضه شده که زیبایی و انعطاف پذیری خاصی به این نرم افزار بخشید ولی به هر حال این پوسته نیز قدیمی شد! با دریافت پوسته نرم افزار ویندوز مدیا پلیر مخصوص Winamp و نصب آن میتوانید زیبایی خاصی به Winamp خودتان ببخشید.

http://www.satiran.org/forum/attachment.php?attachmentid=2716&d=1159334066