جان لنن خواننده معروف گروه بيتل ها متولد 1940 ليورپول ، انگلستان ، در نيمه شب پائيز 1980 در مقابل آپارتمان مسكوني اش در شهر نيويورك بدست طرفداري نيمه ديوانه با شليك پنج گلوله به قتل رسيد . طرفداري كه در عصــــــر همان روز از او تقاضاي امضاء كرده بود .
httpvh://www.youtube.com/watch?v=Xo9lgWxjjx0
ترانه هاي Imagine , (Just Like) Starting over , Woman از جمله پرطرفدار ترين ترانه هاي وي پس ازمرگش به شمار مي روند .
از ” تصور كن ” به عنوان موفق ترين آلبوم جان لنن ياد مي شود آلبومي كه در 1971 بهمراه همسرش يو كو اُنو در استوديوي آپارتمان خود ضبط كردT، ترانه اي كه نه تنها در زمان خود بلكه پس از گذشتن چندين دهه هنوز الهام بخش بسياري است .
مارک دیوید چپمن :

مارک دیوید چپمن قاتل جان لنن
متولد 10 می1955( مقیم زندان فورت ورث , تگزاس ) بخاطر کشتن جان لنن خواننده گروه بیتل ها شهرت یافت . در صحنه جرم باقی ماند تا دستگیر شد و ادعا کرد که کتاب The Catcher in The Rye به او چشم انداز و انگیزه این کار را داده است .
قبل از شروع دادگاه چپمن به قتل درجه دو متهم شد و با وجود تشخیص توَهّم و احتمالاً روان پریشی, وی به بیست سال زندان محکوم شد . تقاضای عفو مشروط وی در میان جو مخالفت علیه آزادی وی چهار بار رد شد و هم اکنون در زندان ایالتی آتیکا دوران زندان خود را سپری می کند،مارک دیوید چپمن فرزند اول گروهبان نیروی هوایی آمریکا دیوید و یک پرستار بنام دایان بود . کمی بعد از تولد وی خانواده به آتلانتا نقل مکان کرد . خواهرش سوزان وقتی او 7 ساله بود بدنیا آمد . او همیشه در ترس از پدر زندگی می کرد و مادرش نیز مورد ضرب و شتم پدر قرار می گرفت . گفته می شود که او در تصور تهیه کردن اسلحه برای کشتن پدرش بوده است .
در ظاهر او پسری معمولی بود و بهره هوشی بالاتر از متوسط داشت . بعدها به جک جونز گفته بود که در تصورش او یک شاه است و بر آدم کوچولوهای بسیاری حکمرانی می کند که در دیوارها زندگی می کنند و او قهرمانان آنان است و تصویرهای او در روزنامه ها و رسانه ها هر روز پخش می شود و او آدم مهمی است . آنها تقریباً او را ستایش می کنند گویی که او نمیتواند کار اشتباهی انجام دهد و گاهی اوقات که عصبانی می شود بعضی از آنها را منفجر می کند و با این شستی ( اشاره به مبل ) که در اختیار دارد دوست دارد که عصبانی شود و قسمتی از دیوار را منفجر کند تا تعداد زیادی از آنها کشته شوند اما آن آدم ها او را می بخشند و همه چیز مثل روز اول می شود این رویایی بود که سالهای مدید در سر داشت .
در دو سال نخست دبیرستان چپمن از مواد مخدر استفاده می کرد و از مدرسه می گریخت و یکبار به مدت دو هفته در خیابانها زندگی کرد .
گفته می شود که چپمن آدم قلدر مابی بوده اما ورزشکار خوبی نبوده است گروه موسیقی مورد علاقه اش بیتل ها بوده اند .
در سن 16 سالگی او یک مسیحی تازه متولد شده گردید با اولین دوست دخترش آشنا شد و جزوه های کتاب مقدس را پخش می کردند .
او بعنوان مشاور کمپ تابستانی باشگاه جوانان مسیحی مشغول به کار شد محلی که بچه ها او را نِمو خطاب می کردند و جایزه مشاور ممتاز را کسب کرد و معاون مدیر شد . مدیر اجرائی آن شعبه گفت : “اگر یک نفر وجود داشت که قابلیت انجام کاری را بطور قابل قبول داشته باشد آن یک نفر مارک بود” .
چپمن گیتار می نواخت و به همراه دوستش مایکل مک فارلند نمایشی کمدی را در کلیسا ها و پاتوق شبانه مسیحیان به اجرا در آورد . او دوبار سعی در ادامه تحصیل در دانشگاه کرد اما ترک تحصیل کرد واز چند شغل نیز اخراج شد . بعدها بطور موفقیت آمیزی مشغول به کار در باشگاه جوانان مسیحی برای کمک به پناهندگان ویتنامی در کمپی در فورت چافی آرکانزاس شد ( بعد از سفری به لبنان در سمتی مشابه ) . گفته می شود که رفتار خوبی مخصوصاً با کودکان داشت . یکی از همکارانش او را به Pied Piper* تشبیه میکرد . او بعنوان هماهنگ کننده و معاون اصلی مدیر این برنامه دیوید مور انتخاب شد . در 1980 دیوید مور به خبرنگاران گفت :” او واقعاً به پناه جویان اهمیت می داد و سعی بسیاری می کرد تا همه چیز کاملاً درست انجام شود . او پسر فوق العاده ای بود ” . گفته می شود که چپمن او را برای ملاقات سران دولتی همراهی می کرد و دست رئیس جمهور ایالات متحده را نیز فشرده بود .با این وجود این کار او خاتمه یافت و چپمن به دوست دخترش ملحق شد جسیکا بلنکن شیپ بعنوان دانشجوی کالج کاوننت ,کالجی سخت گیر و مذهبی در تنسی . آنها قرار ازدواج گذاشتند اما او از زندگی کاری و تحصیلی اش عقب افتاد و بخاطر رابطه عشقی اش دچار وسواس گناه شد و در یک کلینیک افسردگی بستری شد . بعد به شغلش در کمپ اقامتی برگشت اما بخاطر یک درگیری آنجا را ترک کرد .
httpvh://www.youtube.com/watch?v=kBZnHmdL5ic
شغلی بعنوان نگهبان امنیتی پیدا کرد. در ابتدا غیر مسلح اما بعد از یک دوره یک هفته ای جواز نگهبان مسلح را کسب کرد. بعد از در گیری با والدینش منزل را ترک و در باشگاه جوانان مسیحی یا در خیابانها سر می کرد . در سفری کوتاه به هاوایی پول مختصری پس انداز کرد .
در سال 1977 با لوله جارو برقی و وارد کردن دود اگزوز به داخل اتومبیل اقدام به خودکشی کرد اما لوله جارو برقی در اثر گرمای اگزوز از بین رفت و او را زنده در داخل ماشین پیدا کردند . بخاطر بیماری روانی در بیمارستان بستری شد در هنگام مرخص شدن , بیمارستان او را بعنوان کارمند پاره وقت استخدام کرد . مسئول ارشد بیمارستانی او گفته بود ” تمام بیماران مخصوصاً سالمند انی که کسی را برای هم صحبتی نداشتند عاشق این پسر بودند و من هرچه از خوبی های او بگویم کم گفته ام ” .
مایکل مک فارلند به او کتاب The Catcher in The Rye را پیشنهاد داد و داستان این کتاب اثر بزرگی بر شخصیت او گذاشت به حدی که گفته می شود شوریدگی ها , مهربانی , حساسیت و نگرانی های اجتماعی هولدن کال فیلد شخصیت قهرمان داستان را الگوی خود قرار داد .
چپمن به کشورهای خاور دور سفر کرد و با یک کارمند آژانس مسافرتی ژاپنی – آمریکائی به نام گلوریا آبا آشنا شد که منجر به ازدواج شان در سال 1979 گردید . بعنوان یک کارگر چاپ مستقل مشغول بکار شد . بخاطر درگیری با مسئولین , بیمارستان ش را ترک کرد . بیماری وسواس او شدت گرفت و دچار قرض و بدهی گردید .
گفته می شود که او دوباره شروع به شنیدن صدای آدم کوچولو ها کرد . در سال 1980 نامه ای به دوستش لیندا آیریش نوشت و گفت : ” دارم دیوانه می شوم ” و با عنوان The Catcher in The Rye امضاء کرد .
چپمن در سال 1980 به قصد کشتن لنن به نیویورک رفت . اما نیویورک را به قصد آتلانتا منزل دوست بی خبر خود دانا ریوز جهت تهیه فشنگ ترک کرد . در ماه نوامبر به نیویورک برگشت اما گفته می شود که بعد از رفتن به سینما و تاثیر گرفتن از فیلم Ordinary People (مردم عادی ) به هاوایی برگشت و به همسرش ابراز کرد در گیر وسواس کشتن جان لنن بوده اما از اینکار منصرف شده است. در 6 دسامبر مجددا ً به نیویورک برگشت. گفته می شود او در تخیل خود در وقایعی که در نیویورک برای هولدن کالد فیلد قهرمان داستان The Catcher in The Rye اتفاق افتاده بود نقش ایفا میکرد.
در صبح 8 دسامبر 1980 وسایل شخصی اش را به قصد پیدا شدن توسط پلیس , در هتلش بجای گذاشت . چپمن یک نسخه از کتاب فوق را از کتاب فروشی های نیویورک خرید که در آن نوشت ” این اظهارات من است ” و با این جمله امضاء کرد The Catcher in The Rye سپس بیشتر روز را در ورودی مجتمع آپارتمانی داکوتا جائیکه لنن زندگی می کرد با دیگر طرفداران لنن و نگهبان ساختمان صحبت کرد . در اواخر روز چپمن خدمتکار لنن را ملاقات کرد کسی که پسر 5 ساله لنن , سین لنن را برای قدم زدن می برد . چپمن با خدمتکار صحبتی کرد و دستی از سر نوازش بر سر سین کشید .
حدود 4 بعد از ظهر جان و یو کو آپارتمان شان را برای ضبط به قصد استودیوی Record Planet ترک کردند . در هنگام حرکت بسوی لیمو زین شان که در کنار خیابان پارک شده بود چپمن با لنن دست داد و یک کپی از آلبوم جدید لنن Double Fantasy** را بیرون آورد و از او امضاء گرفت . هنگامی که لنن مشغول امضای این آلبوم بود طرفدار دیگری از لنن که عکاسی آماتور بود از این صحنه عکس گرفت گفته میشود که چپمن گفته است : ” در آن لحظه بخش بزرگی از وجود م پیروز شد و قصد برگشتن به هتل را داشتم اما نتوانستم و منتظر شدم تا او باز گردد ” .
حدود 10:50 بعد از ظهر لیمو زین لنن به مجتمع داکوتا بازگشت در حالیکه لنن و همسرش یو کو در حال عبور به سمت ورودی ساختمان بودند . چپمن او را بلند صدا کرد ” آقای لنن , حالت شلیک گرفت , چهار شلیک گلوله از یک روولور 38 که در هاوایی خریده بود و سپس گلوله پنجم , 5 شلیک موجب 4 زخم شد. یک از گلوله ها بطور مرگ باری وارد سرخ رگ اصلی قلب لنن شد و باعث خونریزی شدید او گردید .
چپمن همان جا ایستاد و کتابش را در آورد و مشغول خواندن شد تا هنگامیکه پلیس سر رسید . اولین پلیس هایی که به صحنه رسیدند با دیدن خونریزی شدید , او را با ماشین پلیس سریعاً به بیمارستان روزولت منتقل کردند و چپمن بدون مقاومت دستگیر شد . سه ساعت بعد در بازجویی اش به پلیس گفت : من مطمئن هستم که بخش بزرگی از وجود من هولدن کالد فیلد است و بخش کوچکی از من شیطانی است .
در ساعت 11:15 نیمه شب پس از , از دست دادن 80 درصد خون بدن , مرگ جان لنن تائید شد .

مجتمع مسکونی داکوتا
ساختمانی که در مقابل ورودی آن در نیمه شب پائیز 1980 جان لنن با شلیک پنج گلوله به قتل رسید .
شهادت ها و احکام صادره :
httpvh://www.youtube.com/watch?v=pC-COpl9hJA
چپمن به قتل درجه دو متهم شد . در ژانویه 1981 در اوایل جلسه دادرسی وکیل وی جاناتان مارکز درخواست بیگناهی وی به خاطر جنون را ارائه داد وکلای وی در صدد پیگیری وضعیت روانی وی در آن زمان بودند و چپمن صدها ساعت توسط روانشناسان مصاحبه شد . در پایان 9 نفر آماده شهادت دادن در دادگاه وی شدند . 6 نفر از 9 نفر او را بیمار روانی و 3 نفر دیگر او را مشمول واژه ” بیمار روانی ” ندانستند . گفته می شود که وکلای وی مطمئن شدند که او بخاطر مسائل روانی بیگناه تشخیص داده خواهد شد در آن صورت او به بیمارستان روانی سپرده می شد تا تحت مداوا قرار گیرد . با این وجود در ماه ژوئن او به وکیل خود مارکز گفت که قصد دارد این حکم را نپذیرد و خود را گناهکار می داند . مارکز شدیداً سلامت عقل او را زیر سئوال برد و بطور قانونی صلاحیت وی را به چالش کشید . با وجود این بعد از ارزیابی های بیشتر , روان پزشکان به این اجماع رسیدند که با و جود روان پریش بودن , وی صلاحیت تصمیم در این مورد را دارا ست و در یک جلسه مختصر چپمن گفت که هیچ فشار یا تهدیدی او را به این اعتراف وادار نکرده بلکه خداوند از او خواسته که به گناه خود اعتراف کند و هر حکمی برای وی صادر شود او نظر خود را عوض نخواهد کرد .
قاضی ادواردز با توجه به وارد بودن اتهام , بدون محاکمه بخاطر اتهام قتل او را به 20 سال زندان یعنی کمی کمتر از حداکثر حکم که 25 سال است محکوم کرد
دوران محکومیت در زندان ایالتی آتیکا :
چپمن از سال 1981 در زندان ایالتی آتیکا نزدیک بوفالو در غرب نیویورک زندانی است . گفته می شود که مسیحی اوانجلیست شده است . بخاطر امنیت جانی وی, او در یک واحد امنیتی زندانیان در معرض خطر , جدا از دیگر زندانیان نگهداری می شود .
در این واحد 150 زندانی دیگر هم نگهداری می شوند که بر طبق گفتۀ سازمان خدمات تادیبی نیویورک خطری برای وی ایجاد نمی کنند .
او سلول شخصی خودش را دارد اما بیشتر اوقات روز را در کارهای نظافت و کتابخانه می گذراند . همچنین گفته می شود او در زندان بعنوان روحانی قانونی و کارگر آشپزخانه مشغول است اما از طرف دیگر بخاطر امنیت وی , از بعضی فعالیتها شدیداً کنار گذاشته شده است . از شرکت در کارگاههای زندان , یک سازمان خیریه که به زندانیان روانی کمک می کند تا با محیط خارج از زندان خو بگیرند . او مطالعه می کند و داستانهای کوتاه می نویسد .به هیئت عفو در سال 2004 گفت که اگر آزاد شود علاقمند است که به خداوند و به عیسی مسیح خدمت کند و امیدوار است که کاری بعنوان کارگر مزرعه پیدا کند یا به شغل قبلی اش کارگری چاپخانه بپردازد.
چپمن مشمول طرح حمایت خانواده می باشد و این اجازه را دارد که سالی دوبار همسرش گلو ریا آبا را ملاقات کند . این طرح به او اجازه می دهد 42 ساعت را تنها با همسرش در خانه ویژه زندان بگذراند . او گهگاهی ملاقاتی با خواهر , چند تن از دوستان و چند روحانی دارد . دیگر ملاقات کننده همیشگی او مادرش , در فوریه 2004 در گذشت .

زندان ایالتی آتیکا در نیویورک
تقاضاهای عفو مشروط و اعتراضات :
آزادی مشروط چپمن توسط هیئت سه نفره در پشت درهای بسته که هر بار کمتر از یک ساعت طول کشید ه است چهار بار در اکتبر 2000 , 2002 , 2004 و 2006 رد شده است .
قبل از جلسه رسیدگی در سال 2000 یو کو انو نامه ای به این هیئت فرستاد و مخالفت خود را با آزادی چپمن اعلام کرد . این نامه بعداً توسط سخنگوی مطبوعاتی او الیوت مینتز در رسانه ها منتشر شد . بیان شد که لنن نور و امید را به دنیا عرضه کرد . دنیائی که با خرسندی موضعش را در قبال این فرد (چپمن ) تغییر داد و در این دنیا او از این امنیت بهره مند شده است .
یوکوانو گفت : ” اگر به چپمن عفو مشروط داده شود من و دو پسر جان لنن تا آخر عمر احساس امنیت نخواهیم کرد و اشخاصی که وجهه ای در نظر مردم دارند و صحبت درباره آنها بیشتر است مانند جان , آنها نیز احساس نا امنی خواهند کرد و عده ای احساس می کنند که به آنها خیانت شده است . تر س و خشم شدت خواهد گرفت و مردمی که در دنیای بیرون (از زندان) هستند و شدیداً از کار او بر آشفته اند احساس می کنند که این منصفانه نیست که او از زندگی طبیعی بهره مند گردد در حالیکه جان در این دنیا نیست . خشونت خشونت می آورد “.
بعلاوه سناتور مایکل نوزالیو رئیس کمیته اصلاح و تربیت سنا در نامه ای به رئیس هیئت عفو اینگونه بیان می کند که این هیئت در قبال حفظ امنیت جامعه در قبال مجرمان خطرناکی مانند چپمن مسئول است .
همچنین در عریضه های اینترنتی با عناوینی از قبیل : “چپمن به یک جنایت فجیع دست زد و از این کار نادم و پشیمان نیست او مستحق آن است که تا ابد در زندان بماند و بخاطر امنیت عمومی نیز نباید این آزادی صورت بگیرد ” . تا قبل از 25 دسامبر 2006 حدود 10000 امضاء جمع شد.
در جلسه رسیدگی 50 دقیقه ای در سال 2000 چپمن بیان کرد او خطری برای جامعه نخواهد بود و همچنین بر مشکل روانی که او را وادار به آن قتل کرد فائق آمده است .
او بر این باور است که مستحق آزادی نیست و اذعان می کند که کشتن یک شخص به هیچ وجه جبران کردنی نیست . همچنین در مورد ناراحتی های یوکوانو با او همدردی کرد.
گزارش هیئت رسیدگی بیان میکند که پرونده حسن رفتار وی در زندان بخاطر نگهداری وی در قسمت امنیتی ویژه است . همچنین جنایت شنیع وی ناشی از اشتیاق به مطرح شدن بوده و وی همچنان این خصیصه را در خود حفظ کرده است و هیئت با این نظر پایان یافت که قصد وی تخفیف قبح جرم و خدشه دار کردن قوانین بوده است .
رابرت گنگی وکیل سازمان اصلاح و تربیت نیویورک چنین بیان می کند که به نظر او چپمن هیچگاه آزاد نخواهد شد . این حقیقت که او جان لنن بوده هر امید مختصری برای آزادی چپمن را نقش بر آب می کند . او اضافه کرد هیئت رسیدگی , خطر هیجان سیاسی که پیامدهای آزادی چپمن است را نخواهد پذیرفت .
در سال 2001 عریضه اینترنتی دیگری از سوی سازمان جان لنن برای نگه داشتن چپمن در زندان شکل گرفت .
در سال 2002 هیئت رسیدگی اعلام کرد که آزاد کردن چپمن بعد از 22 سال از اهمیت این جرم خواهد کاست اگر چه رفتار وی همچنان بسیار خوب است اما پیش بینی رفتار وی در اجتماع مشکل می باشد .
در سال 2004 در جلسه ای که 29 دقیقه به طول انجامید هیئت رسیدگی اعلام کرد که تصمیم شان بر مبنای مصاحبه ها و مرور پرونده ها و جزئیات و همچنین با در نظر گرفتن قصد بسیار شنیع وی در هدف قرار دادن و شلیک گلو له های پیاپی است و دلیل دیگر ناراحتی یوکوانو از شاهد بودن بر قتل همسرش می باشد . با توجه به این موارد آزادی وی با متن قوانین منافات دارد.
در آن زمان حدود 6000 امضاء در عرضه اینترنتی جمع شد و طرفداران لنن تهدید کردند اگر وی آزاد شود خودشان عدالت را اجرا می کنند و خواهر جان لنن نیز به مسئولان در مورد آزادی وی هشدار داد .
هشتم اکتبر 2006 :
در بیست و ششمین سال مرگ جان لنن , اونو آگهی یک صفحه ای در روزنامه ها به چاپ رساند و در آن پیشنهاد کرد که روز 8 دسامبر را روز بخشش قرار دهند اما خود او هنوز چپمن را نبخشید ه و مطمئن نیست که آیا هنوز برای اینکار آمادگی دارد .
جلسه بعدی رسیدگی به در خواست آزادی مشروط چپمن , اکتبر 2008 تعیین شد .
انگیزه ها و سلامت روانی:
httpvh://www.youtube.com/watch?v=rss-ZVgZz9g
در مورد انگیزه چپمن محکوم به حبس ابد که با عنوان قاتل جان لنن شناخته می شود نظریه ها و چشم اندازهای مختلفی از جمله از طرف خود وی ارائه شده است .
او پسری زیاده حساس بود و این حساسیت و در گیری های خانوادگی مانع از رشد طبیعی وی شدند و وی را از سنین پائین به دنیای غیرواقعی سوق دادند. برای مدتی بسیار کوتاه در زمان نوجوانی او بطور مرتب مواد مخدر از قبیل حشیش و ال اس دی مصرف میکرد که در دچار کردن وی به پریشانی های روحی از قبیل شیزوفرنی در مراحل بعدی زندگی نقش داشته است . او طرفدار بیتل ها و جان لنن بود .
در 1966 جان لنن اینچنین ادعا کرده بود که ” مسیحیت خواهد رفت . این دین غرق و نابود خواهد شد . احتیاج به بحث کردن با آن ندارم حق با من است و ثابت خواهد شد که حق با من است . ما حالا حتی از عیسی مسیح هم مشهور تر هستیم . نمی دانم کدام یک اول است راک اند رُل یا مسیحیت . مسیح کاملاً درست می گفت اما مریدانش خشک و معمولی بودند برای همین است که آنها این را تحریف کردند که برای من نابود شده است. “
این سخنان سبب ممنوع شدن صدای آنها در رادیوهای ایالات جنوبی آمریکا گشت و نوجوانان در تظاهرات شرکت کردند و آلبوم های او را زیر پا خرد و در آتش می سوزاندند و او را تهدید به مرگ کردند .
از جمله این جوانان جان ریوز خواهر بهترین دوست چپمن و دانا ریوز و خود چپمن بودند .
حملات شدیدی علیه جان لنن صورت گرفته بود و چپمن گفته که نمی توانست بفهمد چرا جان لنن این جملات را بر زبان آورده بود . بر طبق نظر چپمن وجودی مشهور تر از عیسی مسیح نمی توانست باشد و این کلام لنن کفر آمیز بود .
ترانۀ “تصور کن ” همچنان باعث خشم چپمن و دوستانش بود و در دعا ها و در گردهمائی های مذهبی ترانه تصور کن را به صورت مضحک آمیز ” تصور کن تصور کن جان لنن مرده ” می خواندند .
چپمن در کتابخانه کتاب One Day At A Time که درباره زندگی لنن در نیویورک بود را مطالعه کرد . او از اینکه لنن صلح و عشق را ستایش میکرد ناراحت بود . بر طبق گفته های همسرش گلوریا , چپمن گفته بود : ” او ( جان لنن در ترانۀ تصور کن ) به ما می گوید تصور کن ثروتی وجود ندارد . با داشتن میلیونها دلار پول و قایق های بزرگ تفریحی و مزارع و املاک روستائی به آدم هایی مثل من می خندد که چنین دروغ هایی را باور میکنند و صفحه های او را می خرند و بخش بزرگی از زندگیشان را صرف ترانه های او می کنند .
چپمن با مطالعه دوبارۀ The Catcher In The Rye , برای اولین بار بعد از دوران دبیرستان , دچار وسواس شد و او واقعاً تحت تأثیر موضوع این کتاب , ستیز بر ضد تظاهر نمایی در جامعه و لزوم محافظت از مردم مخصوصا ً بچه ها قرار گرفته بود .
او نسخه ای از این کتاب را به هنگام قتل لنن به همراه داشت که در آن اینطور نوشته بود که این ” اظهارات من است ” . بعد از دستگیری , او نامه ای به مطبوعات نوشت و تأکید کرد که همه, این کتاب فوق العاده را مطالعه کنند که به همگان در درک اتفاقی که روی داده کمک میکند .
زمانی که از او پرسیده شد آیا حرفی در مقابل دادگاه دارد چپمن بخشی از The Catcher In The Rye که در آن هولدن کالد فیلد در لبۀ پرتگاهی قرار داشت و سعی می کرد که تمام بچه ها را از خطر سقوط نگه دارد را خواند . رئیس شهود در دادگاه, دانیل شوارتز گفت که چپمن می خواسته لنن را بکشد چونکه او را شبیه به ” phony (یکی از شخصیت های این کتاب )” می دیده است .چپمن بعدها مدعی شد که او تصور می کرده که این قتل او را تبدیل به هولدن کالد فیلد می کند . یک نیمه منجی و یک فرشته نگهبان .
httpvh://www.youtube.com/watch?v=-b7qaSxuZUg
چپمن بیاد می آورد که به آلبوم ” تصور کن ” هفته های متوالی قبل از ارتکاب به قتل گوش می داده است و گفته است ” من به این موسیقی گوش می دادم و از او عصبانی می شدم بخاطر این مطلب که گفت : “او به خدا اعتقادی ندارد . او بیتل ها را نیز باور نداشت و این چیز دیگری بود که مرا عصبانی می کرد گرچه این صفحه حدود 10 سال پیش ضبط شده بود. فقط می خواستم بلند فریاد بزنم او فکر می کند براستی کیست که این چیزها را درباره خدا و بهشت و بیتل ها می گوید ؟ گفتن اینکه او به عیسی و این مسائل اعتقادی ندارد . در آن موقع ذهن می در سیاهی و خشم و غضب کامل سیر میکرد و سپس کتاب لنن را به خانه آوردم . در فضای کتاب The Catcher In The Rye ذهن من هولدن کالد فیلد وAnti-Phoniness ( شخصیت دیگری از این کتاب به معنای ضد متظاهر ) را شکل داد” . چپمن برای نیرو گرفتن شروع به دعا کردن , همزمان برای شیطان و خدا کرد . او بعدها بیان کرد که در حالیکه هولدن خشن نبود او (خودش ) فکر وحشیانه ای برای شلیک داشت خالی کردن یک روولور درون شکم یک شخص , کسی که به او بد کرده است . علیرغم حساس بودن او ( هولدن ) قصد کشتن کسی را نداشته آن طوری که من انجام دادم . اما آن تخیل بود و حقیقت در مقابل ساختمان داکوتا ایستاد .
بعد از ارتکاب به قتل تحت دهها ارزیابی بوسیله روان پزشکان مختلف قرار گرفت . از خشمش نسبت به پدرش گفت کسی که جسماً مادرش را مورد آزار و اذیت قرار می داد درباره هویت او باهولدن کالد فیلد و ***دوروتی در اُز و گردهمائی هایش با آدم کوچولو ها ( یک سری آدم های تخیلی که او برآنها تأثیر می گذاشت و از آنها راهنمایی میگرفت) .
او همچنین لیستی از دیگر شخصیت های مشهور برای کشتن تهیه کرده بود .
چپمن بعدا َ به جک جونز روزنامه نگار گفت که او به آدم کوچولوهایش گفته که او قصد رفتن به نیویورک و کشتن جان لنن را داشته است و آنها از او تقاضا کرده اند که این کار را نکند .گفته اند : ” جناب رئیس به فکر همسر تان و مادر تان باشید . به خودتان فکر کنید ” اما چپمن به آنها گفته که تصمیم خود را گرفته ام و آنها ساکت شده اند .
چپمن همچنین گفت که زمانی که در نیویورک بوده در فکر پریدن از مجسمۀ آزادی برای خودکشی بوده است . او سه سال پیش اقدام به خود کشی کرده بود . با تمام این حرفها روان پزشکان به این نتیجه رسیدند که باوجود روان پریشی وی , او صلاحیت ایستادن در محضر دادگاه را دارد .
httpvh://www.youtube.com/watch?v=uwPI_aalZ8Q
چپمن در سال 2000 به هیئت رسیدگی گفته بود : ” من احساس می کنم که حالا جان لنن را به عنوان شخصی مشهور آنطور که قبلا ً می دیدم , نمی بینم . من او را مثل یک مقوای بریده شده روی جلد یک آلبوم می دیدم . من خیلی جوان و احمق بودم و شیفتۀ رسانه ها و صفحه ها و موزیک ها . اکنون به این حقیقت پی بردم که جان لنن یک انسان بود این ربطی به بیتل بودن یا شخصیت مشهور و معروف بودن ندارد.
در جلسه رسیدگی آزادی مشروط 2006 , چپمن گفت : “پایان کار این می شد که من مشهور می شدم و زندگی من تغییر می کرد و توجهات بسیار زیادی را کسب می کردم که کسب کردم . من در مکانی تاریک , گیج بودم . من دنبال دلایلی برای خالی کردن تمام آن عصبیت و سردرگمی و اعتماد به نفس ضعیف بودم . من باور داشتم که اگر واقعاًََ می خواستم می توانستم ذهنم را تغییر دهم . فرصتی داشتم که این کار را بکنم و من این کار را نکردم و از این بابت عمیقاً متاسفم “.

طرح روی جلد کتاب The Catcher in the Rye